دوشنبه سیزدهم شهریور 1385
موج جدید حمله به خانوم ها (قسمت3) + چند نکته
سلام به همه موافقان و منتقدان من!آقا من میخواستم ادامه حمله به خانوم
های بلاگ رو بی خیال شم اما دیروز با خبر شدیم شخصی به نام نجمه
(اینم بلاگش) (ماهیگیر آب های گل آلود!) به جبهه رقیب پیوسته و
فرماندگی نیرو های خصم رو به عهده گرفته!!!!بنابراین بنده تصمیم گرفتم
جهت اعتلای انسانیت و مدنیت! تا آخرین قطره جانم در راه حق و حقیقت
بجنگم و قطره ای آب باشم جهت پیش بردن کشتی حقیقت! البته بنده از
خانوم هایی که تو این چند روزه از من تشکر کردند بسیار معذرت میخوام که
مجبورم علیه اونا مطلب بدم و بشون قول میدم در اسرع وقت جبران کنم
و اگر همین جور به حمایت خودشون ادامه بدند من قول میدم بعد از عقب
راندن نیروهای متجاوز به سرکردگی عشقبازی (که علامت بیرق اونها هم
یک گلابی هست!) چند تا پست و خفن و طنز جهت حالگیری آقا
پسرای بد بدم! در پایان هم یه نکته واسه بعضی از دوستان!!! بگم و بعدش
بریم سر حمله ...نه چیز ببخشید پست امروز!
خانم ها عزیز و محترم بنده نه خواستگاری رفتم که جواب رد بشنوم نه
دختری اذیتم کرده که بخوام انتقام بگیرن و اصولاً اگه شما اینقدر کوتاه فکرید
که فکر میکنید بنده به خاطر انتقام شخصی این میل ها رو تنظیم میکنم
سخت در اشتبا هید!اینم بر میگرده به تفکر اشتباه خودتون که فکر میکنید
هر کس علیه شما حرفی زد حتماً یه مشکلی داره!ما هنوز یاد نگرفتیم به
عقاید همدیگر(هر چند هم که اشتباه باشه) احترام بگذاریم!یکی از
دوستان حرف جالبی زده بود:وقتی یه میل علیه خانوما میاد دو حالت امکان
داره به وجود بیاد:1-یا خواننده میل کاملاً با دختری که توی میل توصیف
میشه تفاوت داره که در اونصورت اصلاً به خودش نمیگیره و خیلی راحت
میخنده و اصلاً هم ناراحت نمیشه!2-یا اینکه حرف هایی که در میل زده
میشه کاملاً با خواننده مطابقت داره که در اونصورت باید سعی کنه خودشو
عوض کنه و باز هم دلیلی برای عصبانیت نداره بلکه میتونه به اون پست به
چشم یک آینه نگاه کنه....
در پایان هم بنده تأکید اکید دارم که مطالب فقط جهت شوخی و خنده
خدمتتون ارائه میشه.

خوب دیگه زیاد حرف زدم!ی بریم سراغ پست!به امید پیروزی خون بر
شمشیر!!!
تفاوت عروس امروزی و دیروزی!
1-عروس دیروزی هدف از ازدواج را تشکیل خانواده و تربیت کردن فرزندانی
سالم و مقید به ارزش ها و هنجار های جامعه میدانست اما عروس امروزی
هدف از ازدواج را قانونی کردن رابطه اش با دوست پسرش و جلوگیری از
فعالیت نیروهای انتظامی میداند و این وسط هم اگر بچه ای به صورت
ناخواسته به دنیا آمد مادربزرگ هواشو داره و بزرگش میکنه!
2-در زندگی عروس دیروزی کتک خوردن از شوهر جزء لاینفک زندگی بود اما
عروس امروزی کافیه که شوهرش بش بگه بالا چشمات مقداری ابرو وجود
داره......اونوقته که دوست پسرای سابق عروس خانوم بابای دوماد رو در
میارند!
3-شوهر مورد علاقه عروس های دیروزی می بایست به تمامی قوانین
اسلامی و شرعی و اخلاقی پایبند باشد اما شوهر مورد علاقه امروزی باید
به تمامی منابع مالی و بهترین وسایط نقلیه و منازل ویلایی دسترسی
مستقیم داشته باشد!
4-عروس دیروزی کلمه حقوق زنان را نوعی فحش و توهین به بنیان اصیل
خانواده میدانست و آن را از عوامل غرب زدگی و انحراف جامعه میدانست اما
عروس امروزی خود سخنگوی حقوق زنان است!
5-بهترین تفریح عروس دیروزی درست کردن ناهار و رفتن به پارک ملت به
همراه خانواده در روزهای تعطیل بود اما عروس امروزی اصلاً وقت تفریح
نداره چون همش از این پاساژ به اون یکی پاساژ میره!
6-عروس دیروزی شبها مثل بچه آدم ساکت مینشست تا آقا داماد کارشو
بکنه و تموم شه اما عروس امروزی: باید داماد بیچاره سه ساعت خانوم رو
راضی کنند..... بعدشم عروس خانوم محترم در حین انجام وظیفه هی لگد
پرانی میکنند و وحشی بازی در میارند!
7-عروس دیروزی اگه پخت و پز بلد نبود با قابلمه ای روی سر به خانه پدری
پس فرستاده میشد اما عروس امروزی مصداق جمله "جنس داده شده به
هیچ وجه پس گرفته نمیشود" میباشد!
8-عروس دیروزی دقیقاً نه ماه بعد از شب عروسی خود را به بیمارستان
معرفی میکرد تا نسبت به عمل زایمان اقدامات لازم صورت بگیرد و در نهایت
بچه ای سرخ و سفید با وزن تقریبی 4 کیلو 720 گرم به دنیا می آوردند
ولی عروس امروزی بعد از 9 سال دوا و درمان و دارو های بچه زا! در نهایت
با عمل حاملگی خارج رحمی بچه ای بنفش رنگ و به وزن تقریبی 830 گرم
به دنیا می آورند!
9-عروس های دیروزی بدون اجازه آقا داماد آب نمیخوردند اما عروس های
امروزی تا وقتی که اجازه ندن آقا داماد اجازه نداره حتی مقداری اکسیژن
ناقابل به درون ریه های مبارکشون فرو ببره!
10-عروس های دیروزی از مادر شوهرشون متنفر بودند اما در عین حال
حسابی تر و خشکش میکردند اما عروس های امروزی یکی از شروط
ازدواجشون نبودن مادر شوهر در قید حیات میباشد!
11-عروس های دیروزی به معنای واقعی کلمه شیر زن بودند و اگه خدای
نکرده داماد یه بلایی سرش میومد و سقط میشد این زن فداکارانه زندگی
اش را وقف فرزندان میکرد و آنها را بزرگ میکرد اما خدا نکنه شوهر عروس
های امروزی بمیره: سریع میرن ازدواج میکنن و بچه ها رو هم که خوب
ماشالله کلی نهاد هست تو این جامعه که بچه های یتیم رو زیر پوشش
خودش میگیره....!
12-عروس های دیروزی خودشون هم قبول داشتند که زن شهروند
درجه دومه اما کافیه واسه عروس های امروزی یه پست آنتی
فمنیستی
بدی ........اونوقته که به سرنوشت من دچار میشید ....
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:34 توسط : امین
شنبه یازدهم شهریور 1385
موج جدید حمله به خانوم ها (قسمت2)
سلام آقایون و خانوما!به جون خودم قسم بنده هیچ مشکلی با دخترا ندارم
فقط اگه یه دختر رو قلقلک بدم بیشتر بم مزه میده تا اینکه یه پسر رو قلقلک
بدم!
و اما قسمت دوم حمله به بانوان ایرونی رو امروز میفرستم که خیلی
آتیشیه و قبلش توصیه میکنم که فقط جنبه طنز داره به خدا
.
.
.
.
.
.
بازم تأکید میکنم که فقط جنبه طنز داره
:
اگر بمیرد پسری ترشیده شود دخترکی
اگر بمیرند پسران کل جهان ترشی شوند
اگر بیمرد دختری از غمش روید گلی
اگر بمیرند دختران دنیا گلستان می شود
دلایل کاهش ازدواج:
1-قدیم ندیم ها دختر ها هم خوشگل بودند هم افه نداشتند!اما الان نه
تنها قیافه ندارند که ادعاشون هم در حد تیم ملیه اساسی!این
میدونید معنیش چیه؟با یه مثال معنیش رو شرح میدم:فرض کنید شما
میخواید یه حیوان برای خانه بخرید, میرید یه سگ پشمالوی کوچولوی
مظلوم و خجالتی میخرید یا میرید یه خر عرعرکن و کثیف و بدبو میخرید؟!
؟!؟!
2-قبلاً یه مرد میرفت ازدواج کنه که کارهای خونه رو بسپاره به زن(مثل ظرف
شستن و بچه داری و ...)اما الان که ماشالله مرد ها بعد از ازدواج هم باید
تو خونه ظرف بشورن تازه این دفعه یه ظرف هم باید اضافی بشورند!
خوب
کدوم آدم عاقلی دست به چنین عمل قبیحی میزنه و میره زن بگیره؟
3-قبلاً ازدواج ها از روی عشق بود اما الان چی؟الان که ماشالله هر چی
سن ازدواج رفته بالا عوضش سن عشق و عاشقی اومده پایین!همه پسر
های ما تو سن 17-18 سالگی عاشق میشن و در نهایت هم چون
موقعیتشو ندارند به طرف نمیرسند و یکی دیگه دختره رو میبره و وقتی هم
که موقعیتشو واسه ازدواج پیدا میکنن دیگه عشقی ندارند که باش ازدواج
کنند!(این امر به خاطر تفکر نادرست پسر ها نیست بلکه به خاطر تفکر
بابای دخترست!
)
4-قبلاً یه چیزی بود به اسم عفت و خویشتن داری که باعث میشد دختر تا
قبل از ازدواج, نامحرم که سهله حتی خودشم موهاشو تو آینه نبینه اما
امروز؟ماشالله نامحرم که سهله رییس جمهور تیرینیداد و توباگو(خوب شد
جام جهانی هم انجام شد تا من بفهمم یه کشوری هم به اسم تیرینیداد و
تو باگو است!!!!) هم تمام بدنشو دید زده!
خوب آقا نمی خوایم خانوم
بیاریم خونه که میخوایم شریک غم ها و شادی ها و محرم راز هامونو به
خونمون بیاریم!!! آدم که هیچی امیر ... هم با این وضعیت نمیره ازدواج
کنه!
5-آقا یکی از هدف های اساسی ازدواج و اصولاً یکی از شرایط ادامه نسل
بشر مسئله تولید مثله!
خدا رو شکر امروزه نیمی از زنان و دختران نازا
تشریف دارند!خوب آقا جان این مرد بیچاره دلش بچه میخواد وقتی تو
نمیتونی واسش به دنیا بیاری مگه مریضه بیاد بات ازدواج کنه؟
6-مسئله بعدی خونواده دختره است.همین جوریش دخترتون رو دستتون
مونده و حالا بعد از قرنی هم که یه نفر اشتباه کرد و امد خواستگاریش
میخواین به توان دو برابر سال و ماه و روز تولدش سکه بزنید!قربونش برم
همه خونواده های ایرونی هم وقتی میخوان دختر شوهر بدن رسم شیر بها
دارند اما وقتی میخوان پسر زن بدن از این رسم ها ندارن!بابا جان کالا که
نمیخواید معامله کنید!!! میدونید این پسره با این پولی که میخواد واسه
مهریه و شیر بها بده چند تا ..... میتونه بیاره خونه بزنه زمین؟!؟!؟!؟
7-از اون وحشتناکتر شرط خونه 500 متری تو فرمانیه و ماشین پرادو واسه
دختر قزمیتشونه!
بابامگه دخترت میخواد با ماشین و خونه طرف ازدواج
کنه؟جای اینکه ببینی خواستگار دخترت از نظر اخلاقی و روانی چه جوریه
گیر دادی به ماشین و خونه!خوب این بدبخت اگه خونه و ماشین کلاس بالا
داشته باشه مگه مغز خر خورده بیاد دخترتو بگیره؟!؟!؟!
8-میخواستم در مورد شکل ظاهری خانوم های دم بخت و بحث شیرین و
جذاب سیبیل هم اشاره مختصری داشته باشم که به دلیل حفظ برخی
شئونات میگذریم و اصلاً حتی یه اشاره کوچیک هم بش نمیکنم فقط به ذکر
این نکته بسنده میکنم که یه مرد وقتی صبح از خواب پا میشه به اندزه
کافی از دیدن سیبیل خودش تو آینه حالش بد میشه حالا شما تصور کنید
علاوه بر آینه به بغلش هم که نگاه میکنه با همین صحنه وحشتناک سیبیل
مواجه بشه......!خوب آقا جان صحنه اول که جولوگیری ازش اجتناب ناپذیره و
خلقت خداست اما دومی رو میتونه با ازدواج نکردن جولوشو بگیره!
9-در ضمن یه مرد همین جوری خرج خودشو به سختی در میاره حالا مگه
دیوونه ست که یه نون خور دیگه هم بندازه وبال گردن خودش!تازه اونم
موجودی به اسم زن که در بهترین حالت و در صورتی که دیگه خیلی به
خودش فشار بیاره و خرج نکنه از 4 برابر خرج یک مرد یه کم کمتر خرج
میکنه!خوب عزیزم خوشت میاد از قوز بالای قوز؟مسلمه که نه.پس واسه
چی میخوای زن بگیری؟؟!؟!؟!؟!
10-در نهایت هم به این نکته توجه کنید که زندگی یه مرد مجرد همیشه در
حال تفریح و شادی و مسافرت و خوش گذرانی با رفیق رفقا میباشد و
خلاصه به معنی کامل بهشت رو تجربه میکنه اما یه مرد متأهل بهترین
تفریحش تماشای سریال نرگس از تلویزیون هستش!(چون همینکه یه زن
پاگذاشت تو زندگیت اولین شرطش کشیدن خط قرمز,آبی,سیاه و کلاً
کشیدن خط دور رفقای دوران مجردیه!)خوب عزیز دلم آخه این انصافه یکی
بیاد بت بگه باید با کسایی که شب و روزتو باشون بودی قطع رابطه
کنی؟بابا این ظلمه به خدا! کدوم آدمی دوست داره مورد ظلم واقع
بشه؟خوب زن نمیگیره دیگه!
خوب بانوان محترم! حالا متوجه شدید؟فهمیدید چرا هیچ شتر بختی نمیاد
دم درخونه شما بخوابه؟ بابا جان الکی شرط و شروط نذارید.
تازه خیلی
هم باید از خداتون باشه یکی بیاد و از کنج خونه باباهه نجاتتون بده.پس
کلاس الکی نذارید جاش برید دو سه تا کلاس آشپزی و منجوق دوزی که به
دردتون میخوره!!!!!
در ضمن از همین حالا از فرصتتون رو از دست ندید و وقتتون رو واسه فحش
دادن صرف نکنید و برید دنبال شوهر بگردید!اما خوب یه راه آسونتر هم
واستون سراغ دارم.کافیه برید روی لینک زیر و یه میل تشکرآمیز بدید تا یه
فکری به حالتون بکنم و یه شوهر ناناز واستون دست و پا کنم!

من گه گفتم همش شوخیه!حالا اخماتو باز کن بابا جون
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:34 توسط : امین
پنجشنبه نهم شهریور 1385
درباره ی من
سلام به دوستان عزیز.یکی از دوستان لطف کرده و زندگی نامه ی من رو واسم
نوشتن و میل کردن بخونید بد نیست.
در مورد زندگي امين از كودكي تا حال داستانهاي زيادي روايت شده است
و همين مسأله باعث سردرگمي و سؤالات بسياري براي طرفداران امين
شده است.
بسياري ميگويند كه امين پسري از خطة سرسبز اردبيل [1] است و به
خاطر آب و هواي خوب و مساعد آنجا امين با هوش و ذكاوتي استثنائي
رشد كرده است و پس از مهاجرت به تهران با توجه به توضيحات قبل خيلي
زود در رشته و امور مربوط به كامپيوتر و نت پيشرفت ميكند و ... بقيه را كه
خودتان ميدانيد.
عدهاي ديگر ميگويند كه امين از بچههاي لب خط [2] است و با پشتكار
فراوان و تلاش به اين مرحله رسيده.
جمعي ديگر ميگويند كه امين ناخواسته وارد اين كار شده است و پشت در
پشت به لوك خوش شانس ميرسند و از خوششانسي اينقدر گل كرده
وگرنه هيچي نيست!
خلاصه حرف زياد است از گذشتهاي ناموسي و بيناموسي.
ما يعني گروهي متشكل از مورخان، عتيقهشناسان، دانشمندان،
قومشناسان، و هر چيز و هركسي كه شناسان ميشد آخرش اضافه كرد از
همة كشورها دست به تحقيق گستردهاي زديم و طبق مستندات و
شواهد به نتايجي رسيديم كه به همه شما عزيزان اعلام ميكنيم.
امين در يك روز آفتابي كه باران ميباريد در همين طهران خودمان به دنيا
آمد. و با پا گذاشتن به اين دنيا ملتي را متحير و شگفتزده ساخت. او پس
از اينكه دكتر گرامي به باسن مباركش ميكوبيد به جاي گريه گفت: «نزن
بابا الانBUSY هستم، صبر كن چند دقيقه ديگه خودم PM ميدم.» و او به
جاي گريه از آيكون
استفاده كرد.
بعدها كه بزرگتر شد مثل همه بچهها ميخواست بداند كه چگونه به دنيا
آمده است؟ ولي برعكس همه بچهها كه ميپرسن «من چيجوري به دنيا
اومدم؟» يا اينكه «خدا من رو چيجوري به شما داده» پرسيد: «من 9 ماه
پيش شما رو ADD كردم چرا اينقدر دير من رو Accept كرديد؟ من هرچي
BUZZ!!! ميزدم شماها انگار نهانگار! چـــرا؟»
همه اطرافيان اول اين سخنان را به حساب كودكي و شيرينزباني او
گذاشتند ولي بعدها باعث نگراني نه تنها اطرافيان بلكه جوامع بشري شد.
پدر و مادر امين به دكترها و روانشناسان زيادي مراجعه كردند ولي هيچ
جوابي نگرفتند. چون امين وقتي ميديد كه اونها برايش مزاحمت ايجاد
ميكنند، آنها را
IGNORE ميكرد
اين حالتها ادامه داشت تا اينكه از طرف سازمان فضايي امريكا سراغ
خانواده امين آمدند و ميخواستند امين را به عنوان يك كودك استثنائي شايد
هم فضايي از خانوادهاش بگيرند و براي تحقيق و آزمايش به امريكا ببرند كه
البته كاش مادر و پدرش ميگذاشتند چون الان كي حال داره سربازي بره،
ويزا بگيره تازه اگر هم بگيره يا قاچاقي و ... بره امريكا از نظر خيلي از
مورخان اين بزرگترين خيانت خانوادهاش به امين بود.
بگذريم... پدر و مادر امين از ترس جان فرزند دلبندشان مخفيانه او را به يك
جزيره در كشور افريقايي به نام «بومگا بومگا» فرستادند. البته فكر نكنيد
امين اونجا براي تحصيل يا پيشرفت رفت نه. چون به نظر پدر و مادرش امين
كه موقع تولد هنوز كامپيوتر نديده از اون اطلاعات داره حالا دندش نرم،
چشمش كور، بقيه اطلاعاتشم بدون كامپيوتر به دست بياره تا ديگه اون
نباشه كه شيرينزبوني كنه و ما رو تو دردسر بندازه.
خلاصه امين در اونجا زندگي كرد و بزرگ شد ولي هيچ دوستي نداشت
فقط براي اينكه احساس تنهايي كمتري كنه از نظر ظاهري خودش رو
شبيه اونها درست ميكرد. صورت رنگ شده و بقيه شرايط كه همه در
فيلمها و عكسهاي قبايل افريقايي ديديم.
زمان گذشت و امين كمكم به فراموشي سپرده شد. در اين هنگام بود كه
خانواده امين كه ديدند آبها از آسياب افتاده مجددا امين را مخفيانه وارد
ايران كردند. كه اينبار اين حركت پدر و مادرش بزرگترين خيانت در حق مردم
ايران بود.
امين كه تا آن زمان نه دوستي داشت و نه همصحبتي به كمك كامپيوتر و
اينترنت و هزارتا كوفت و زهرمار ديگه شروع كرد به چت و ياهو بازي و
بلاگ راهانداختن و ...
امين اينقدر اين كار را انجام داد و عشقبازیشو را مثل يك ويروس توسعه
داد. اين مغز متفكر رو چند تا بچه سوسول براش حرف در اوردن و خواستن
عشقبازیشو رو تعطيل كنن ولي عمرا... از در بيرونش ميكردند از پنجره
مياومد تو. بقيه داستان هم كه مشخص است و هر روز با پست های هاي
مختلف اطلاعات كامل رو از فعاليت امين دريافت ميكنيد.
] . خواهشاً دوباره تظاهرات راه نيندازيد. ما اين مسأله را قبول داريم كه شما
از باهوش و ذكاوتترين قوم هستيد و بقيه به خاطر بخل و حسادت اين
شايعات را براي شما درست كردهاند. البته ميدونيم كه اين حرفها همش
براي شما خاطره هست.
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:11 توسط : امین
چهارشنبه هشتم شهریور 1385
موج جدید حملات به خانوم های محترم (قسمت1)
واقعاً چقدر زنای ایرونی مظلومند
, وای خدا پس کی میخواد حق اینا رو
بگیره؟
از صبح تا شب بشور و بساب!توروخدا یه نگاهی به برنامه روزهای
هفته این بنده خدا ها بندازید خودتون متوجه میشید من چی میگم!
شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم "فال قهوه روسی یخ زده"
بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی
گفته "شوهرت واست یه انگشتر میخره" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی
از بیرون بگیر بیار!
یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم "کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد
به نفس "ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی
زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!
دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه".میگن خیلی
جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!
سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای
عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا
چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون
بگیر بیار!
چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدنسازی" و "آموزش
ترومپت" ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که
میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر
راه یه چیزی بگیر بیار!
پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از
کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی
"خسته " شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه
طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً "خجالت" نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق
استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً
این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم
من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟!
ملاحظه فرمودید؟من که میگم زنها خیلی مظلومند که!!!!!!!!!!!! !
در ضمن بدین وسیله و جهت آرامش خاطر شما بانوی محترم ایرانی برای
فحش دادن به این حقیر بنده لینک خود را این زیر میگذارم!
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:41 توسط : امین