شنبه چهاردهم مرداد 1385
دخترا و ازدواج
یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا
قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه
دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی
؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه
وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله
خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و
او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.
دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست
ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی
داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه
دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه
ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر
باشه
دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش
انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون
مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته
دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم
مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:34 توسط : امین
جمعه سیزدهم مرداد 1385
حکایتی از لیلی و مجنون
ميگن يه روز ليلي واسه مجنون پيغام فرستاد که انگار خيلي
دوست داري منو ببيني ؟ اگه نيمه شب بياي بيرون شهر ، کنار فلان
باغ ، منم مي يام تا ببينمت . 
مجنون که شيفته ديدار ليلي بود ، چندين ساعت قبل از موعد مقرر
رفت و در محل قرار نشست . 
ولي مدتي که گذشت خوابش برد ...
نيمه شب ليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد ، از کيسه اي
که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ريخت تو جيبهاي
مجنون و رفت .

مجنون وقتي چشم باز کرد ، خورشيد طلوع کرده بود ، آهي کشيد
و گفت :
اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم . افسرده و پريشون
برگشت به شهر .

در راه يکي از دوستانش اونو ديد و پرسيد : چرا اينقدر ناراحتي ؟!
و وقتي جريان را شنيد با خوشحالي گفت : اين که عاليه !
آخه نشونه اينه که ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره ! 
دليل اول اين که : خواب بودي و بيدارت نکرده ! و به طورحتم به
خودش گفته : اون عزيز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بيدارش
کنم ؟
و دليل دوم اينکه : وقتي بيدار مي شدي ، گرسنه بودي و ليلي
طاقت اين رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکني و بخوري !
مجنون سري تکان داد و گفت : نه ! 
اون مي خواسته بگه :
تو عاشق نيستي ! اگه عاشق بودي که خوابت نميبرد !
تو رو چه به عاشقي؟ بهتره بري گردو بازي کني ! 
حالا به نظرتون کدومشون درست گفتن ؟! 
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:45 توسط : امین
یکشنبه هشتم مرداد 1385
پسران به ۵ دسته تقسيم ميشوند
پسران به ۵ دسته تقسيم ميشوند:
-ظاهر زيبا و مغروری دارند اما باطنشان بر ميگردد به بچه های راه اهن و
مولوی .
نه ظاهر زيبايی دارند و نه باطن زيبايی (البته پسران هيچ وقت نمی توانند
باطنی زيبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نميتوانند درک کنند.(
-ظاهر زيبايی ندارند اما باطنی زيبا ودلنشين و جذب کننده ای دارند که البته:
گشتم نبود نگرد نيست
بعضی پسران هستند که (ببخشيد ؛شرمنده ) خر به دنيا می ايند و گاو از
دنيا ميروند خر به دنيا مي ايند چون از زندگی هيچ چی نمي فهمن و گاو از
دنيا ميرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابيدن مشغول بودن و هيچ
گاه سعی نکردند که چيزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی
خود می زدند (
۵-دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می
کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که اين خصلت در صحبتها و
اسامی که برای خودشان در نظر مي گيرند کاملآ مشخص است . به عنوان
مثال:
پيشی ملوسه
پيشی را برای ظاهر در نظر گرفته که بگويد من سبيل دارم پس مردم اما
کلمه ی ملوسه ظاهرش را مشخص مي کند چون همان طور که عزيز عزض
فرمودند :
کلماتی مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم ؛عزيزم و...... برای دختران
به کار می رود .
يه کلمه هم از زبون مادر شوهر
مردان هيچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.
اما اگر بخواهی احساسی برخورد کنی می فهمی درست است (اما مردان
قديم(چون:
انها سبيل دارند از نوع در رفته و بلندش
ريش دارند از نوع پر پشتش
مو دارند از نوع فرفری و بلندش
هيکلی دارند بلا نسبت فيل(داداش کوچيکه و اين حرفها(
شايد همه ی اينها نشان دهنده ی قدرت باشد اما خوووووووووووب در
پسران امروزی که نگاه کنی:
نشانی از ريش و سبيل نمی بينی
ريششان را به دليل مد سه تيغه ميکنند وبه جای ان خطی ميگذارند به نام
خط ريش( ان هم برای اين که مردم بفهمند اينها خانوم نيستند و مثلآ اقا
تشريف دارند (
موهای فرفری هم از مد افتاده
و به جای ان از وسايلی از قبيل کلاه گيس؛ سشوار ؛ ژل و کتيرا و ......
استفاده ميکنند.(البته بعضی ها برای اين که نشان دهند هنرمند هستند
موهای خود را تا منتها اليه شانه ها يا کمر خود بلند ميکنند(
ديگر از ان هيکل و شکم خبری نيست چون تمامی پسران به باشگاه
بدنسازی ميروند و هر کدام به جای وانت پيکان که با ان کار کنند اسبی
دارند که سوارش ميشوند و موهای خود را بر باد ميدهند.
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنياد مکن تا مکنی بنيادم
پس این سوال بر همگان به وجود ميايد که این موجودات جرا زنده هستند و
همچنان نفس ميکشند؟؟؟
ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟
ايا اين همان عذاب الهی نيست؟
چه عذابی از اين بالاتر که پسری به دختری بگويد دوست دارم؟
اين همانند انی است که عزراييل به فردی لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا
بغلم.
خبر جديد:
طبق امار گرفته شده به نتيجه رسيده ايم که اکثر دخترانی که والدينشان
نفرينشان ميکنند و به قول معروف اق والدين ميشوند دچار اين گونه عذابها
ميشوند .
اخطار:
به تمامی دختران توصيه ميشود هر گاه به همچين موجودی برخورد کرديد
ميتوانيد از کلمه ی بپر استفاده کنيد چون انها ميپرند.
اقايان متفکر
تا حالا اقايی رو ديدين در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت ديدم
اين قدر خنديديم که انگار خنده دار ترين جک دنيا را برام گفتن.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن با سبيلهاشون ور ميرن و اونها را ميکنن
طوری که وقتی فکرشون تموم شد و خواستن راه برن ميبينن تعادلشون به
هم ميخوره .
بعضی از اقايون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو ميگيرن به دو طرف
صورتشون وهی دستاشون رو بالا پايين ميکنن مثل اين که دارن صورتشونو
ميشورن طوريکه وقتی فکرشون تموم ميشه صورتشون پوست انداخته
وبايد ۱۰۰۰۰ تا پماد خرجش کنن.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن تا منتها اليه انگشتانشان را داخل بينی فرو
کرده و ميچرخانند طوری که اشغالهای بينی که سهله؛مايه ی برون مغزی
و درون مغزی هم مياد بيرون.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن بدنشان به خارش ميافتد از نوک انگشتان
پا تا فرق سرشان که شپشها کيلو کيلو از ان ميپرند بيرون.خلاصه اينکه کوره
های روی پوستشون کنده ميشن.
خلاصه اقايون با فکر کردناشون کارای خنده دار ديگه ای هم هست که انجام
ميدن اما چون ميترسم روده تون از خنده بترکه فعلآ نميگم .
فوايد فکری در اقايان:به پوست اندازی ونظافتشان کمک ميکند. در روحيه و
اخلاقشان بسيار موثر است باعث ساکت شدن انها ميشود برای اصلاح
صورتشان مفيد است.
نتيجه گيری اخلاقی:هر وقت احساس کرديد مردی احتياج به نظافت عمومی
دارد به او سوژه ای برای فکر کردن بدهيد.
استدلال ثابت شده اين قضيه:
اقايان زياد فکر ميکنن اما هيچ وقت نتيجه نمي گيرند از فکرشان .
اقايان حرف زياد ميزنند ولی اهل عمل نيستند هيچ کدامشان.
اعتماد به نفس کاذب در پسران
اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر
شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل
پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را
مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱-:گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲-:طرز نگاه کردن به صورت عجيب غر
يب.
۳-:تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴-:ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵-:استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد
حرفه و....
۶-:مخالفتهای پی در پی.
۷-:پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸-:خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن(دوپينگ(
۹-:روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون يا کاست
ضبط شده توسط مامان جون.
۱۰-:خواندن کتابهبيی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
و.......
۱۱-:زدن وبلاگهای تک نفره به عنوان حزب پسران دختر ستيز.(همچين ميگه
حزب ادم فکر ميکنه با يه هييت طرفه در صورتيکه نويسنده و خوانندش يه
نفره)
به اميد بهبودي همه پسرا
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:46 توسط : امین