تبليغاتX
عشقبازی
عشقبازی
دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385
party dar khibanhaye tehran

party dar khibanhaye tehran:



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:53 توسط : امین
یکشنبه بیستم فروردین 1385
15 New Sms

<>15 NEW SMS<>

Bazi Az Sms Ha +18 Hast!

 

1-  بچه ميره خونه ميبينه باباش افتاده رو مامانش. ميپره رو اونا

و ميگه: اي ول دعوا برره ‌اي

 

2- يه كار خوب برات پيدا كردم، توي شركت تبرك، قسمت تبليغات:

 كارت اينه كه بري در هر خونه‌اي رو بزني و «يه رب بدي

 

3-عشق6مرحله داره:1-ديدار2-قرار3-بذار4-فشار5-درآر6-فرار

 

4- فرق باد کنک با خانم حامله چيه ؟(بادکنکو اول باد ميکني بعد

بازي ميکني اما زنو اول بازي ميکني بعد باد ميشه

 

5- هيچ وقت با دل يه دختر بازي نکن چون يه دل بيشتر نداره ، با

سينه هاش بازي کن که 2 تاست

 

6-تركه به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! تركه ميگه به جهنم

بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

 

7-تركه ميره بانك وام بگيره ضامن نداشته منفجر ميشه

 

8-دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد بازارها خلوت پولها اضافه

خيابونها خلوت شيطون بي کار مخابرات ورشکسته همه ميرن بهشت

 

9-دوست عزيز


با عرض تبريك سال نو - اميدوارم در سال جديد پله هاي ترقي رو

 يكي يكي طي بكشي

 

10-زن دوم مثل انرژي هسته اي است با اينکه حق مسلم ماست ولي

 اجازه دستيابي به آن را نميدهند

 

11-سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا!

 وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا

 

12-شباهت پفک و سينه


هر 2تاش مال بچه ها هست اگه باباها اجازه بدن

 

13-تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم

 بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

 

14-مي دوني فرق يه نارگيل بزرگ با يه نارگيل كوچيك چيه؟؟
.
.
.
نميدوني؟؟
.
.
.
.
جدا نميدوني؟؟
.
.
.
.
باشه ميرم از يه ميمون ديگه ميپرسم!

 

15-زن : خسته شدم ، پس کي‌مياد

مرد : صبر کن الان مياد

زن : خيس عرق شدم

مرد : غر نزن ، داره مياد

زن : پاهام درد گرفت ، بسه

مرد : بيا اينم تاکسي


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:28 توسط : امین
شنبه نوزدهم فروردین 1385


 روز روز جهاني دزديه،اگه

 

 

دزد بودي اولين چيزي که از

 

 

 من ميدزديدي چي بود؟؟

 

 

 براي همه بفرست جواب

 

 

 هاي جالب ميگيري...اول

 

 

 جواب منو بده

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:39 توسط : امین
شنبه نوزدهم فروردین 1385
karikalemator

کاریکلماتور

* غنچه ای که شکوفا نمی شود ، بهار را در خود احتکار کرده است.

* وقتی صدایم را بلند می کنم ، کمر سکوتم رگ به رگ می شود.

* یه نفر دلشو می بازه ، مربی اش رو از کار برکنار می کنه.

* یکی از خوشحالی بال در میاره ، شکارچی شکارش می کنه.

* یکی حواسشو جمع می کنه ، می بره جای دیگه پهن می کنه.

* حواسم که پرت شد ، شیشه همسایه شکست.

* روی زبانم وازلین مالیدم تا زبانی چرب و نرم داشته باشم.

* به گلخانه رفتم تا یک بوته ی فراموشی بخرم.

* یک کدو تنبل خریدم و آنرا به کلاس تقویتی فرستادم.

* برای اینکه سر بسته حرف بزنم ، سرم را دستمال بستم.

* سبیل گذاشتم تا حرفها را زیر سیبیلی رد کنم.

* کفشم را در نمی آورم چون می ترسم کسی پا تو کفشم کند.

* کفشم را می تکانم تا ریگی به کفشم نباشد.

* برای اینکه از انسانیت بویی برده باشم انسانها را بو می کنم.

* از مرحله پرت شدم پایم شکست.

Edited by AMIN


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:0 توسط : امین
جمعه هجدهم فروردین 1385
khamiazeh bozorgane honar

 
 

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 17:56 توسط : امین
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385
mojasameh zende

توضیح: نمایشگاه مجسمه
 
تمام اینها را که میبینید مجسمه هستند!!!!!
 
 
 
 

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:41 توسط : امین
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385
Bozorganeh

آنجا كه ازدواجي بدون عشق صورت گيرد

حتما عشقي بدون ازدواج درآن رخنه خواهد كرد

براي اينكه خواب خوبتان تعبير شود ، بايد اول از خواب بيدار شويد

آزادي حقيقي آن نيست که هرچه ميل داريم انجام بدهيم، بلکه آنستکه آن چه را که حق داريم انجام بدهيم

از اشتباه کردن نهراسيد ، اما يک اشتباه را دو بار تکرار نکنيد

اين ما هستيم که به ديگران مي گوييم که با ما چگونه رفتار کنند

زندگي چيزي نيست كه انسان ميگذراند. بلكه چيزي است كه انسان به ياد

 مي آورد و اينكه چگونه آنرا براي باز گفتن به ياد بياورد

جاودانگي به چه کار کسي مي آيد


که نميداند چگونه از نيم ساعت از عمرش بخوبي استفاده کند؟

مردها همواره ميخواهند اولين عشق يك زن باشند


و زن ها دوست دارند آخرين عشق يك مرد باشند


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:32 توسط : امین
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385
Skins Yahoo Messenger

salam be baro bach emrooz baratoon Skins yahoo mansener gozashtam ke omidvaram hal konin




         

پوسته هایی زیبا برای نرم افزار یاهو مسنجر

بعد از دانلود، فایل ZIP را در آدرس زیر باز کنید :

X:\Program Files\Yahoo!\Shared\Graphics

و X نام درایوی هست که ویندوزتان را در آن نصب کردید، مثلا اگر ویندوزتان را در درایو D
 
نصب کردید، آدرس به صورت زیر خواهد شد :

D:\Program Files\Yahoo!\Shared\Graphics

و سپس در نرم افزار یاهو مسنجر؛ از منوی Messenger ، قسمت Change Skin را
 
 باز کنید و پوسته مورد نظرتان را انتخاب کنید.

 برای دانلود روی تصویر پوسته کلیک کنید

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:31 توسط : امین
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385
NEW SMS

1- Torke Arezoo Miikone ~ Babaye Arezoo

 Torkaro Miikone

 

2- Be Torke Migan Gheble Kodom Tarafe ~

 Mige : Koja Behet Address Dadan ?

3-Mahboob Tarin Bazihaye Jahan

 1 . Dokhtar Bazi


2 . Kon Goshad Bazi

3 . Kos KALAK Bazi

4 . Lashi Bazi

5 . Namzad Bazi

6 . SMS Bazi

 

4-Ghazvini ro ba ye goni short migiran,migan

ina chiye? mige ina daftare khateratame

 

5- ye rooz ye khanom rashti pasho mindazeh

roo oon yeki pash, in pash be oon pash mige :

che ajab ma shomaro didim

6- ye bar ye torke mire khoonashoon mibine

zanesh ba 7-8 ta mard neshaste mifahme joko

eshtebahi oomade mire biroon ke rashtie biad

too

 

 

 

 

7-midooni chera khanooma kamtar footbal bazi

mikonand? chon kamtar peyda mishe ke 11 ta

zan razi beshand hamzaman ye joor lebas

bepooshan

 

8-zanboore mire to damane 2khtare age gofti

kojasho nish mizane

 


(bi adab nasho)...? daste doos pesaresho

 

9-be ye torke migan tahala chin rafti alaki

chakhan mikone are bad migan age rast migi

yeki az khiyabonasho begoo yekhorde fekr

mikone bad mige  .... khiyabane shahid

booroosli

 

10-midoni farghe to ba khoon chiye? khoon

mire to ghalbo bar migarde vali to miri to ghalb

va dige bar nemigardi

 

11-ba hame eshgho javooni, ba ye donya

mehrabooni, ba zaboone bi zabooni, mikham

 ino khoob bedooniiiii : ENERJIYe HASTEYEE,

HAGHe

 

12-Naro paien
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Dige paientar az in naro
.
.
.
.
.
.
.
.

Zaboone adam halit nist !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Didi hichi nabood ! An shodi ?


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:24 توسط : امین
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385
پسران باکلاس

پسران باکلاس 1) برداشتن ابرو به مقدار کافي! 2) کشيدن سيگار به همراه

 چوب سيگار! 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا! 4) نگرفتن

 ناخن هاي انگشتان دست! 5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي

تلويزيوني! 6) گوش دادن موسيقي بدون کلام! 7) نوشيدن نوشابه هاي

 انرژي زا! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9) تظاهر به عصبي بودن! 10)

بحث در مورد فضاي فکري احمد شاملو

donya ra bedoone khanoomha tasavor konid:1)bazarha khalvat2)

poolha ezafe3)khiyaboonha khalvat4)mokhaberat var shekaste5)

sheytoon bikar6)hame miran beheshet


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:49 توسط : امین
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385
khalkoobieh eslami

khalkoobieh eslami:


engelisieh larijani:



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:15 توسط : امین
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385
Consert Kamran & Hooman

کنسرت های کلن آلمان - کامران و هومن

10 فروردین - بی بی سی، پشت صحنه سالن بزرگ آرينای شهر کلن

 از راهروهای پيچ در پيچ گذشتم و به اتاق کامران و هومن رسيدم

 البته پيدا کردنشون راحت بود چون از همه اتاقها شلوغتر بود

يکدفعه متوجه شدم که ای بابا ساعت حدودای ۲ شبه و بچه ها دو

 ساعتی پشت صحنه امضاء دادن و عکس گرفتن و بايد کلی پکر

 باشن



ولی بچه ها طبق معمول با آغوش باز و روی خوش باهام سلام

 عليک کردن.

از کرامات کامران و هومن همين ملاحظه بيش از حدشونه که حرف

 نداره و ممکنه از خستگی بميرن ولی تا آخرش با آدم راه ميان



اونجا پشت صحنه، مدير بچه ها پدرام (با قد خيلی بلند) و شهرام که

ضربی می زنه (با آرايش هخامنشی) و ويگن که تو گروه جاز می زنه

 (با کلاه کابويی) همه ديگه داشتن دقيقه شماری می کردن که برگردن

 هتل، ديگه فکر کنين کامران و هومن چه حالی داشتن



با اينحال چند دقيقه ای زير نور زيبای چراغ فلورسنت با هم گپ زديم:

 

بچه ها عیدتون مبارک!

کامران و هومن: عيد شما هم مبارک.

بچه ها، وقتی من جلوی صحنه کنسرت بودم، يک خانمی صدام زد و

گفت "خانمی که پشت سر من هست انقدر جيغ زده که من کر شدم!"

اين رو گفتم که بدونين مردم امشب خيلی هيجان زده بودن و خيلی با

کارهای شما حال کردن. چه احساسی دارين؟

کامران: ما ممنون هستيم از پشتيبانی که مردم از ما می کنن. تشکر

 می کنم از اين عشقی که به ما ميدين و بدونين اين موضوع دو طرفه

 است. ما خوشحاليم که مردم ما رو درک می کنن و اين يک نعمته از

 طرف پروردگار به کامران و هومن.

البته راست ميگين که دو طرفه است. چون ديدم که دو سه بار شما هم

 پريدين جلوی صحنه و خلاصه خيلی حال دادين به مردم!

هومن: انرژی که ما از مردم می گيريم انقدر قويه که متوجه گذشتن

 زمان هم نمی شيم.

آره درسته، چون هر وقت با شما صحبت می کنم شکايت دارين که

انقدر خوش ميگذره که زود ميگذره!

کامران: من مطمئن هستم که هر هنرمندی که عاشق کارش باشه وقتی

 روی صحنه ميره، وقت براش به سرعت ميگذره.

امروز توی آلمان، تعداد نفرات گروه شما روی صحنه خيلی بيشتر

بود. درسته؟

کامران: بله. امشب ما هفت نفر رقصنده داشتيم به همراه مدير توليد

 کارهامون "الن"، "ديويد" که کيبورد ميزنه، "ويگن" نوازنده درام،

 "شهرام بهمنی" که ساز کوبه ای ميزنه. ما همگی با هم يک خانواده

 صميمی هستيم.

حالا ميخوام ازتون يک سوال تکراری بپرسم!

هومن: لابد ميخوای بپرسی آلبوم بعدی ما کی مياد!؟

نه از اون بدتره! ميخوام بپرسم که جمعيت امشب توی آلمان، با

کشورهای ديگه چه فرقی داشت؟

کامران: هر جا که ميريم مزه و شيرينی خودش رو داره. ولی چون در

 اينجا مرکزی درست کردن که از سراسر اروپا و حتی ايران ميان، يک

 مقدار فرق داره. اما هر جايی که ميريم ايرانی ها باحال هستن.

تا يادم نرفته بگم که وقتی برگرديم به آمريکا، قراره دو تا ويدئو

، "فدای سرت" و "منو ببخش" رو در استوديوی يونيورسال ضبط کنيم

راستی اينجا خوبه که يک عيد مبارکی هم با مريم حيدرزاده عزيز

 بکنيم. مريم جان، عزيز يک ملت هستی و عيدت هم مبارک. همين

طور رامين زمانی عزيز، عيدت مبارک


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:12 توسط : امین
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385
زندگي

زندگي

در آخرين روز ترم پاياني دانشگاه ، استاد به زحمت جعبه سنگيني را داخل كلاس درس آورد . وقتي كه كلاس رسميت پيدا كرد  استاد يك ليوان بزرگ شيشه اي از جعبه بيرون آورد و روي ميز گذاشت . سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل ليوان انداخت . آنگاه از دانشجويان كه با تعجب به او نگاه مي كردند ، پرسيد : آيا ليوان پر شده است؟ همه گفتند بله پر شده است .

 

استاد مقداري سنگ ريزه را از جعبه برداشت و آن ها را روي قلوه سنگ هاي داخل ليوان ريخت . بعد ليوان را كمي تكان داد تا ريگ ها به درون فضا هاي خالي بين قلوه سنگ ها بلغزند . سپس از دانشجويان پرسيد : آيا ليوان پر  شده است ؟  همگي پاسخ دادند : بله پر شده است .

 

استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشتي شن را برداشت و داخل ليوان ريخت . ذرات شن به راحتي فضاهاي كوچك بين قلوه سنگ ها و ريگ ها را پر كردند . استاد يك بار ديگر از دانشجويان پرسيد : آيا ليوان پر شده است ؟ دانشجويان همصدا جواب دادند : بله پر شده
 است .

 

استاد از داخل جعبه يك بطري آب برداشت و آن را درون ليوان خالي كرد . آب تمام فضاهاي كوچك بين ذرات شن را هم پر كرد . اين بار قبل از اين كه استاد سوالي بكند دانشجويان با خنده فرياد زدند: بله پر شده.. بعد از آن كه خنده ها تمام شد استاد گفت : اين ليوان مانند شيشه عمر شماست و آن قلوه سنگ ها هم چيزهاي مهم زندگي شما مثل سلامتي ، خانواده ، فرزندان و دوستانتان هستند . چيزهايي كه اگر هر چيز ديگري را از دست داديد و فقط اينها برايتان باقي ماندند هنوز هم زندگي شما پر است .

 

استاد نگاهي به دانشجويان انداخت و ادامه داد : ريگ ها هم چيزهاي ديگري هستند كه در زندگي مهمند . مثل شغل ، ثروت  ، خانه و ذرات شن هم چيزهاي كوچك و بي اهميت زندگي هستند . اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل ليوان بريزيد ، ديگر جايي براي سنگها و ريگها باقي نمي ماند . اين وضعيت در مورد زندگي شما هم صدق مي كند .

 

در زندگي حواستان را به چيزهايي معطوف كنيد كه واقعا اهميت دارند . همسرتان را براي شام به رستوران ببريد . با فرزندانتان بازي كنيد . و به دوستان خود سر بزنيد . براي نظافت خانه يا تعمير خرابي هاي كوچك هميشه وقت هست . ابتدا به قلوه سنگ هاي زندگيتان برسيد . بقيه چيزها حكم ذرات شن را دارند.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:11 توسط : امین

RSS