تبليغاتX
عشقبازی
عشقبازی
دوشنبه هفتم شهریور 1384
چگونه مطمئن شويم يک دختر آماده ي بوسيده شدن است

 ضدحاله اگربري طرفه يک دختر براي بوسيدنش و اون روشو اون ور کنه !! پس چکار ميشه کرد که اين اتفاق نيفته و قبل از اين که اقدامي براي بوسيدن بکنيم بدونيم که دختر مايل به بوسيده شدن هست؟ ديگه احتياج نيست بشينيد غم و قصه بخوريد که چرا لب هاي قشنگ دختره رو نبوسيديد از ترس. از اين تکنيک استفاده کنيد در 95 درصدمواقع جواب مي ده... وقتي که مشغول صحبت با دختره هستيد? خيلي با ملاحظه نک موهاشو لمس کنيد و يه چيزي راجع به موهاش بگين. مثلا چقدر موهات خوشرنگه يا ..اگر ديديد دختره با اين مساله مشکلي نداره و لبخند زد يا همچين چيزهايي دوباره نوکه موهاشو (لطفا با دقت بخونيد و خودتونو به خنگي نزنيد? نوکه موهاش نه نوکه جاي ديگش) لمس کنيد و باهاش آروم بازي کنيد و ولي اين بار موقع اين کار چند بار نگاهتون رو از چشماش به لبهاش بندازيد و دوباره چشمهاش. اگر هنوز مي خنديد و عکس العمل منفي نشون نداد ? بدونيد که آماده است براي بوسيده شدن. حالا چرا اين تکنين کار مي کنه؟ براي اين که دختر به طور غريزي معني حرکت شما رو مي فهمن و اگر نخواهند که اين اتفاق بيفته وسيله اي دارن که اعتراض بکنن و خيلي راحت مانع بازي شما با موهاشون مي شن. اگر اين اتفاق افتاد اوضاع هنوز مناسب ماچ و بوس نيست. قدر اين تکنيک رو بدونيد که مي تونه دماغتونو از سوخته شدن حفظ کنه. با اين تکنيک به جاي دو ساعت اين پا اون پا کردن که بوسش کنم نکم? تو 1 دقيقه مي فهميد که چي کاره ايد.
ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:53 توسط : امین
دوشنبه هفتم شهریور 1384
چگونه هر دختری را تحت تاثیر قرار دهیم

(قابل توجه اونايی که دنبال دختر می گشتن٬ اين قدم اوله)

اکثر قريب به اتفاق مرد ها ماتحت مبارک خودشونو پاره می کنن که دخترا رو تحت تاثير قرار بدن. فقط کافيه که به رفتار يک مرد با دختری که تازهآشنا شده يا برای اولين بار باهاش رفته بيرون توجه کنيد تا متوجه بشين که چی ميگم. وقتی که يک مرد به فکر اين می افته که دختری رو تحت تاثير خودش قرار بده معمولا عين بچه ننه ها و بی عرضه ها رفتار می کنه. مثلا همش سعی ميکنه که حرفهای باحال بزنه يا همش مواظبه که نکنه يک وقت يه چيزی از دهنش دراد که دختره خوشش نياد. اگر هم حرفی بزنه که دختره باهاش موافق نباشه٬ زود حرفشو پس می گيره. همش نگرانه٬ رفتارش طبيعی نيست٬ حرفهاش و يا حتی حالت بدنش طبيعی نيست. خلاصش اين که سعی ميکنه بهترين رفتار ممکن رو داشته باشه.

مشکل از اون جايی آغاز ميشه که دخترها گيرنده های بسيار قوی ای دارن. تا همچين رفتاری می بينن پيشه خودشون می گن ها ها يهخره ديگه. (می خوام اينجا بگم پيشه خودشون می گن يه loser ديگه ولی نمی دونم جايگزين مناسبش تو فارسی چيه٬ يه چيزی تو مايه های بی عرضه ای کهنديد بديد هم باشه! آآآآخ) به هر جهت وقتی دختری می فهمه که شما خيلی داريد سعی می کنيد که اونو تحت تاثير قرار بدين پيشه خودش فکر می کنه که تحفست و رفتارتون نتيجه ی عکس ميده. با اين رفتار دارين به دختره ميگين: عزيزم من می دونم تو منو برای اون چيزی که واقعا هستمدوست نخواهی داشت٬ برای همين سعی می کنم تورو تحت تاثير حرفام قرار بدم. در ضمن من آدميم که خيلی دور و برم دختر نبوده تا حالا و نمی تونموقتی با يک دختر خوشگل حرف می زنم عادی رفتار کنم.

حالا چاره چيه؟ اصلا سعی نکيد تحته تاثير قرارش بدين. بی خيال. همين جا رفتار شما با اقلا ۹۵ درصد از مردای ديگه متفاوت می شه و همينامر تحته تاثير قرارش ميده! خوب کلکيه٬ نه؟ باور کنيد اين تنها راه تحته تاثير قرار دادن يک دختره. چونکه خيلی کم چيزه وجود داره که اونو واقعا تحت تاثيرقرار بده. سعی کردن شما فقط باعث ميشه که اون علاقش به شما کمترشه.

حالا بذارين يه مثال بزنم. فرض کنين با يه دختر برای دفه ی اول رفتين بيرون و ازتون می رسه که چه کاره ايد. بيان دوتا جوابو در نظر بگيريم:

۱. من شادی جان٬ از اونجايی که رشتم مهندسيه الياف های نازکتر از مو است در همين زمينه در شرکتی به عنوان تکنسين الياف کار می کنم.و چون کارم خيلی خوب بوده قراره که به زودی به کارشناس ويژه ی الياف های نازکتر از يک دهم ميليمتر ارتقا پيدا کنم. خيلی کار حساسيه!
۲. راستشو بخوای من معمولا سعی می کنم به اين سوال جواب ندم ولی چون حی می کنم تو با بقيه فرق داری بهت ميگم. من تو کاره تجارتم. تجارت برده می کنم!

شما باشيد کدومو می گيد؟ حالا بياين ببينيم دختره در هر کدوم از اين موارد چه فکری می کنه:
۱. اوه. عجب شغله حساسی. ولی به من چه؟! خيلی داره خودشو می کشه که شغلشو از اونی که هست مهمتر جلوه بده.
۲. اين ديگه کيه؟! تاحالا کسی جرات نکرده بود سوال جدی منو در رابطه با همچين مساله ی مهمی چرند جواب بده. آدم جالبيه! بعد در مياد ميگه: نه٬ جدی ميگم خودتو لوس نکن٬ واقعا چی کاره اي؟ و شما هم با لحنه جدی می گين: باورش سخته٬ نه؟ برای اين که همه کسايی که اين شغلو دارن سعی می کنناز بقيه مخفی نگهش دارن و ....

نتيجه گيريه علمی - تخيلی: اگر می خواين دختری رو واقعا تحت تاثير قرار بدين در از تلاش برای تحت تاثير قرار دادنش برداريد و تا می تونيد بامزه باشيد.يه جوری که اونوهم يه خورده سره کار بگذاريد. ولی يادتون باشه زياده روی نکنيد و فقط چرند بارش نکنيد که بگه بابا اين ديگه عجب اسيه!

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:51 توسط : امین
دوشنبه هفتم شهریور 1384
چگونه سره حرف رو با هر کسی باز کنیم

من واقعا نمی دونم چرا شماها می خواین یاد بگیرین چجوری میشه سره حرف رو باز کرد؟! مگه حرفه بدبخت به شما چه کار کرده که می خواید سرشو باز کنید. اقلا تهش .... خوب دیگه لوس بازی بسه بریم سره مطلب امروز....

این طور که بوش میاد خیلی ها تون با سر صحبت رو باز کردن با دخترها مشکل دارید. براتون گفتم همون کارو بکنید که اگر طرف پسر بود می کردید . معلوم شد که در مورد پسرها هم همین مشکل رو دارید. خوب این هم راه حل ...

برای این که شروع به صحبت با کسی کنید سه راه وجود داره:

1. در مورد یه چیزی سوال بپرسید. مثلا: توی یک نمایشگاه هستید - چه فکر می کنید راجع به این اثر؟

2. راجع به یه چیزی نظرتون رو بیان کنید. مثلا: توی صفه سینما هستید - عجب صفه طولانی ای، هیچ فکر نمی کردم "فلان فیلم" انقدر طرفدار داشته باشه.

3. یک حقیقی رو بیان کنید. مثلا: اتوبوس دیر کرده یا چه قدر امروز سرده.

موضوع هر یک از این سه مورد بسته به شرایطی که درش هستید فرق می کنه. ولی تا اونجا می تونید موضوعاتی رو انتخاب کنید که در طرف مقابل ایجاد علاقه کنه.

تدکر: درسته که شما باحال ترین و با نمک ترین و خوشتیپ ترین آدم هستید و خلاصه خیلی کارتون درسته. ولی لطفا سعی کنید سوژه ی صحبت راجع به خودتون نباشه. باور کنید آدم های غریبه اونقدر که شما به خودتئن علاقه مندید به شما علاقه مند نیستند. ولی نکته ی جالب اینجاست که اونها هم به همین اندازه به خودشون علاقه مندند. نتیجه گیریه علمی این که اگر سوژه ی صحبت به نحوی به اونها ارتباط پیدا کنه شانس موفقیت بیشتری دارید.

همونطور که در بالا می بینید بدترین نوع شروع بیان کردن یک حقیقته مثله این که هوا چه سرد شده امروز. دوتای دیگه هر دو خوبن. اگر از سوال کردن استفاده می کنید سعی کنید هی پشته سره هم سوای هایی که جواب کوتاه می خوان نپرسید که تبدیل به بازپرس می شید. سوال های چرا و بپرسید که پاسخ های بلند نیاز دارن.

حقیقته نه چندان شیرین: از کله آدم هایی که سعی می کنید سره حرفو باهاشون باز کنید 20 درصد محلتون نخواهند داد. این طبیعیه. ناراحت نشید و خودتو نبازید. مخصوصا اگر انقدر بد شانس بودید که از صد تا آدمی می خواید برین سراغشون بیست های اولشون از این گروه یبس ها باشن. به 80 نفره بعدی فکر کنید. شجاع باشین. می خواستین با طرف حرف بزنید تحویلتون نگرفته. آسمون که به زمین
ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:47 توسط : امین
دوشنبه هفتم شهریور 1384
چگونه يک دختر را بخندونيم و به طرفه خود جذب کنيم

حالا مي خوام چند تا نکته بهتون بگم که بتونيد بدون اين که تبديل به يک آدم مسخره بشيد هر دختري رو بخندونيد و در ضمن به سمت خودن جذب کنيد:

قبل از اين که شروع کنم اين رو تذکر بدم که دليلي که اکثر مرد ها از خندوندن نتيجه مثبت نمي گيرن اينه که سعي مي کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالي که خنده اي که در اينجا مورد نظر ماست خنده ي حاصل از داشتن يک شخصيت با مزست. براي مثال چارلي چاپلين براي خودش يک شخصيت خلق کرده بود که بامزه بود کاراش (خجالتي و دست و پا چلفتي در عين حال زرنگ و ... ) شما هم بايد براي خودتون يک شخصيت خلق کنيد که جذاب و خنده دار باشه ولي مطمئنا دست و پا چلفتي مورد نظر ما نيست.

با کارهايي بهتون مي دم مي تونيد يک شخصيت بامرزه خلق کنيد و در عين خنده دار بودن جذاب هم باشيد:

1. تا مي تونيد در مورد مسايل مختلف مربوط به دختر زياده روي کنيد. مثلا يه دختري بهتون ميگه واي چقدر موام بد شده امشب (داره ناز مي کنه که شما بگيد نه خيلي هم قشنگه)! و شما هم مي گيد : من ني خواستم بروت بيارم ولي آره خيلي بد شده. همونجا احتمالا دختره ميخنده و يک وشگوني ازتون مي گيره و شما هم مي تونيد اينو براش ديگه تا آخره اون شب داستان کنيد و همش بگيد واي همه دارن مواتو نگاه مي کنن! حالا چي کار کنيم و يا مثلا من خجالت مي کشم با اين موا با تو راه برم و

2. تا اون جا که مي تونيد سعي کنيد متحمش کنيد مي خواد شمي رو بلند کنه! دختر . مثلا اگه گفت ديگه ديره و من بايد برم خونه بگيد ولي من باهات نميام و اون مي گه نه گفتم تو بيا گفتم من مي خوام برم خونه و شما هم که انگار کريد مي گيد اي بابا ما هنوز همديگرو درست نميشناسيم و تو مي خواي منو ببري خونت. عجب دور و زمونه اي شده ها و ...

3. حرفاشو سو تعبير سکسي کنيد. مثلا اگر داشت بهتون مي گفت مثلا با هم شام درست کنيم و برگشت گفت: "بکنيم يا نه"؟ بگيد: آخه الان؟ اينجا؟ بده جلوي همه بکنيم! حالا نمي خواي تا شب صبر کنيم؟! و ...

4. زيادي لبخند نزنيد و به جوکهاي خودتون نخنديد.

5. مسايل مختلف رو به هم مربوط کنيد به طرزه با مزه. مثلا اگر يه دختره چاق وارد يه کافي شاپ ميشه که شما نشستيد شد و کون بزرگي داشت بگيد اه، جنيفر لوپز اينجا چيکار مي کنه يا ...

6. احساساتشو لطيف مسخره کنيد؟ مثلا : مي گه واي واقعا از اينکه مردم بقل دستم سيگار بکشن متنفرم! بگيد: حالا واقعا نسبت به اين کار چه احساسي داري؟ ...

اين ها رو با جوک ها و تيکه هاي با مزه تون قاطي کنيد، حتما نتيجه مي ده.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:44 توسط : امین
دوشنبه هفتم شهریور 1384
به دخترا چی بگیم

خیلی خوب ، برای مشتاقان علمه شیرین دختربازی بریم سراغ مطلبه جدید:

گفته بودم که براتون خواهم نوشت که به دخترا چی بگید. در برخورده اول:

توصیه ی اساسی: اصلا فکر نکنید که هر چرندی که بقیه می گن شما هم بگید. نرید بگید خانم چند دقیقه می تونم وقتتون رو بگیرم و این حرف ها . این ماله کسایی ه که این سایتو نمیشناسن. شما عزیزای من به شرطه این که نکته ی دفعه قبل رو رعایت کنید و شخصیت قوی ای از خودتون نشون بدید تقریبا با هر چیزی می تونید سره حرفو باز کنید.

چند تا پیشنهاد: سوال کنید! راجع به هرچی که می خواید. بعد از اونجای کار یک چیزی توی حرفهاش یا رفتارش پیداکنید و باهاش شوخی کنید و همین طور ادامه بدید.

راجع به کسه دیگه حرف بزنید. مثلا توی یه مهمونی بقله یه دختر نازنازی نشستید فکر می کنید که چی بگید؟! می تونید یه بدبختی رو پیدا کنید و راجع به این وای عجب ما تحته گنده ای داره یا این که چقدر بد لباس پوشیده یا هر چیزه دیگه ای با دختره حرف بزنید.

توی خیابون می تونید بگید که خیلی دلتون می خواد باهاش آشنا شید ولی وقت ندارید، ازش شماره بخواید یا بهش شماره بدید.

توصیه مهم: هر کاری می کنید خیلی طولانیش نکنید و زود تمومش کنید. در برخورده اول نباید کار به اونجا بکشه که حرف کم بیارید یا به مزخرف گفتن بیفتید. کوتاه و مختصر و مفید باشید.

مثال: فرض کنید توی یک مهمونی یک دخترو می بینید و به هر روشی که دلتون می خواد باهاش سره حرفو باز می کنید. بعد از یک خورده حرف زدن و حتی اگر فرصتش بود مسخره کردنش (مثال در مثال: دارید حرف می زنید متوجه میشید که پاهاش یه خورده بزرگه، زود بگید وای تو کفش چه جوری گیر میاری با این پاهای بزرگ! البته این کارو فقط با دخترهای خیلی خوشگل بکنید که اعتماده به نفسه زیادی دارن) بعد از اینها بگید که از شما باید برگردید برید پیشه دوستاتون. (حرف زدن با شما خیلی مهمه و مفت نیست) یا هر بهانه ی دیگه که دوست دارید و واقعا بلند شید که برید. یک قدم که برداشستید می تونید برگردید بگید راستی شماره من اینه یا شمارتو برام بنویس و کاغذ آماده بهش بدید ( عمله انجام شده قرارش بدید ) و بگید که به نظرتون می تونه مصاحبه خوبی باشه و شاید بتونید گه گاه یه گپی با هم بزنید.

یادتون باشه به هیچ عنوان حرف از این که آیا دوست پسر داره یا این ها نزنید. شما می خواید باهاش دوسته عادی باشید. (ارواحه عمه هاتون!)

عزیزانم دختر های خوشگل روزانه به اندازه حدودا یک دوازدهم موهایه سره شما (یک پنجمه موهای جای دیگه) پسر می ره سراغشون. و اونا فکر می کنن که دیگه خدان و ... پش ماره شما اینه که اولا متفاوت با بقیه باشید ( اگه گفتید وقتتونو بگیرمو و به تته پته افتادید فاتحه ی کار خوندس) و دوما حالیش کنید که تحفه ای هم نیست. رییس شمایید و شما هستید که تصمیم می گیرید که انقدر دختر باحالی هست که باهاش دوست شید یا نه. و یادتون نره اکثره این ها رو رفتارتون باید حالیش کنه نه این که برگردید بگید تو هیچ گهی هم نیستی و من رییستم نکبته مادر ق... (بعضی وقتا نوشتنه فحش خیلی حال میده، نمی دونم چرا؟
ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:42 توسط : امین
دوشنبه هفتم شهریور 1384
ترس از جنس مونث

خوب بريم سراغ اصل مطلبه امروز. يکی از بزرگتريم مشکلاتی که همه ی ما باهاش روبرييم ترس از جنس مونث است. بعضيامون اقرار می کنيم به اين مطلب و بعضی انکارش می کنيم.
چند تا مثال براتون می زنم تا مطلب روشن تر شه: چند بار تا حالا براتون پيش اومده که از يک دختری خيلی خوشتون بياد ولی بترسين برين باهاش حرف بزنين يا رفتين با يک دختری حرف بزنيد و انقدر هول کرديد که خودتون هم نفهميديد که چی دارين ميگين يا خواستين يک دختری رو ببوسيد يا لمس کنيد و ترسيد وای حالا چی ميشه و ...

اشکال بزرگه اين ترس اينه که نه تنها باعث می شه که شانس های زيادی رو تو زندگيتون از دست بديد (از کجا می دونيد اون دختری که ترسيديد و نرفتين سراغش خودش کشته مردتون نبوده) بلکه هر موقع هم که با يک دختر ارتباط برقرار می کنيد اون بلافاصله اين ترس رو تشخيص ميده و می فهمه که شما آدمی نيستيد که خيلی در روابط با دخترها موفق باشيد. نتيجه: آستالاويستا بيبی! خدافظ شما.
يادتون باشه دختر ها توی روابط خيلی تيز و باهوشن و خيلی زود می فهمن که طرف چند مرده حلاجه. فقط بروشون نميارن تا خوب مطمئن شن که آيا شما هيچ سودی براشون دارين يا نه. مثلا اگرچه به عنوان کانديد روابطه رومانتيک همون اول ردتون کرده٬ آيا حمال خوبی هستيد که هروقت خواست بار جابجا کنه ازتون استفاده کنه! يا آيا می تونه ازتون برای درسش کمک بگيره يا فقط ازتون به عنوان سوژه خنده با دوستاش استفاده کنه و يا حتی با اين که خيلی علاقه مند نيست بهتون اگر پولدار يا سودمند باشيد باهاتون ازدواج کنه.

قصدم ازين حرفها کوبيدن يا اهانت به دخترها نيست فقط خواستم حاليتون کنم که صرفه اين که يک دختری شما رو به عنوان يک دوست قبول کرده معنيش اين نيست که به شما علاقه ی خاصی داره و اگر می خوايد دختربازه موفقی بشيد قدم اول اينه که وقتتونو با اين تيپ دخترها تلف نکنيد به اميد اينکه يه چيزی می ماسه يا خودتونو گول نزنيد که نه اونم حتما منو دوست داره و دل به دل راه داره و اين اسه پرت ها!!!

انقدر مطلب برای گفتن زياده که مجبورم ميشم گه گاه قر و قاطی بنويسم مثل بالا. برگرديم سره ترس.
همون طور که گفتم اين ترس در همه ما وجود داره. من خدام يادم مياد اولين باری که تو زندگيم سراغ يک دختر رفتم که باهاش دوست شم انقدر ترسيده بودم و هول کرده بودم که دهنم چنان خشک شده بود که اصلا نمی تونستم حرف بزنم. بماند که از بس هول بودم اتوبوسه به اون گندگيه نديدم و داشتم می رفتم زيره اتوبوس.

اولين قدم در درمان اين ترس اينه که بپذيريد که می ترسيد و به فکره چاره باشيد. يادتون باشه هميشه باخودتون اقلا در اين موارد صادق باشين.
حالا بذارين يک تجربه ی باحال با هم انجام بديم. (ای بيتربيتا٬ نه ديگه اونقدر باحال) : چشماتونو ببندين. حالا باز کنين که بتونين اين مطالب رو بخونين. خوب فکر کنين يک باری که با يک دختری (هر دختری) حرف می زديد يا هر چی و اصلا هول نبوديد و عينه خيالتونم نبود چه حالتی داشتيد. فکر کنيد ببيند که چرا اصلا هول نبوديد.

حالا من بهتون می گم فکر کنم خودتونم فهميديد. برای اينکه اون دختر يا رابطه ی با اون اصلا براتون مهم نبوده. ديدن بعضی وقت ها يه دختری که خوشتون نمياد مياد سراغتون و شما سعی می کنين دست به سرش کنيد. چقدر آدم ريلکس و خونسرد و راحت برخورد می کنه.

اين جا هم همونه. اگر می خوايد اين ترس از بين بره بايد به نتيجه رابطه با اون دختر اهميت نديد. در يک کلام کونه لقش اونم با تشديد.
تذکر خيلی مهم: يک وقت نباشه که يک دختر رو ببينيد و خوشتون بياد و قبل از اينکه برين سراغش هی بشينين بهش فکر کنيد و تجسمش کنيد و قربون صدقش برين ها. يادتون باشه اينجا تجسم خلاق و اين اسه پرت ها بدرد نمی خوره. هر بيشتر بهش فکر کنيد براتون مهم تر ميشه و شانس موفقيتتون کمتر ميشه.

از امروز تصميم بگيريد که رابطه با جنسه مونث رو ياد بگيريد. برای اين دفه مشق داريم. بله اينجا ما مشق شب هم داريم و هرکس نکنه صفر می گيره و رفوزه ميشه و مدرک دختربازيشو دريافت نميکنه.

مشق شب و روز: از الان به مدت يک هفته تا يک ماه (بسته به شدت ترستون) سعی کنيد با هر زن و دختری که امکان داشت رابطه برقرار کنيد و فقط هم به قصد حرف زدن و خوش و بش کردن. يادتون باشه به هيچ وقت قصدتون مخ زدن و شماره گرفتن و اينها نيست حتی اگر همه خوب پيش می رفت. چرا؟ برای اين که بايد خودتونواز نتيجه ی يک برخورد جدا کنيد. تنها از اين راهه که ترستون ميريزه. بايد با خودتون قرار بذارين که اصلا برای من مهم نيست که چی می شه من دارم می رم با اين دختر حرف بزنم که يک چيزی ياد بگيرم. اگر بخواين نگران نتيجه باشين هيچ وقت به هيچ جا نمی رسين. برين و اين کارو حتما در عمل انجام بدين. تجسم خلاقو بی خيال.

اين کار خالی از لطف هم نيست. سعی کنید به صورت fun بهش نگاه کنيد. هم يه چيزی ياد گرفتين٬ هم يه لاس خوشکه ای زديد. يادتون باشه هر دختری يا زنی که امکانش وجود داشت٬ جوون پير خوشگل زشت هرچی. قصد شما بازم تکرار می کنم ياد گرفتن ارتباط با جنس مخالفه نه چيزه ديگه ای. يادتون هم باشه که هميشه يک جنتلمن باشيد. منظورم اين نيست که لفظ قلم صحبت کنيد و خايه (تخمدان) مالی کنيد ها. ولی ديدم که خيلی ها باحال بودنو با برخورد زننده داشتن يکی ميدونن. يک اشتباهه خيلی بزرگه مگر اينکه شما يک راک استار معروفی چيزی باشيد که اکثر ما نيستم. اين مبحث خيلی مهم و گسترده ايه خودش که حتما راجبش صحبت می کنم.
تا بعد
.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:38 توسط : امین
دوشنبه هفتم شهریور 1384
آموزش پسر بازی

خواننده های نازنازیه این سایت پرانتز باز دخترها پرانتز بسته خیلی ابراز تمایل کردن که مطالبی هم راجع به آموزش پسربازی در این سایت نوشته شه. استغفرا... مگه ننه آخر زمون شده که دخترها برن پسربازی. از من به دخترها نصیحت شما پسرها که اومدن سراغتون دختربازی کنن خودتونو براشون لوس نکنید و شما هم بازی کنید. این میشه پسربازی. ولی از این که بگذریم واقعا به نظر من دخترها خیلی به آموزش در این زمینه نیاز ندارن. شاید بیشتر از نود درصد دختر ها به طور غریزی می دونن چطور با پسرها رفتار کنن که اونا رو شیفته ی خودشون بکنن. درحالی شاید فقط ده در صد پسرها به طور غریزی دختربازهای خوبی باشن.

دلیلش هم خیلی سادست. رفتار پسرها معمولا از یک سری اصول و منطق خاص پیروی می کنه که برای دخترها کاملا قابله پیش بینیه در حالی که رفتار دختر ها ... قربونش برم هیچ منطق خاصی توش نیست. نمیگم خودشون آدم های منطقی ای نیستن ها. حالا بر ندارید ایمیل بزنید که چرا به ما دخترها گفتی بی منطق. می گم رفتارشون و عکس العمل هاشون منطقی نیست. به دختره میگی برو اون ور حوصلتو ندارم، مثله کنه می چسبه بهت . بهش می گی عزیزم قربونت برم تو تنها دلیله من برای زنده بودنی، تو دلش می گه "خاک بر سره بدبخته زن ذلیلت کنن" و بلند میشه میره دنباله یک پسره دیگه. نمی گی ، می گه تو اصلا منو دوست نداری و این قصه سره دراز دارد عزیزان من.

مهمتر از اون : دخترخانم های عزیزه من، شما که این مزیت بزرگ رو دارین که احتیاج نیست برین مخه پسر بزنین و پسرها میان سراغتون، پس دیگه مشکل چیه؟ یه لحظه خودتونو بگذارین جای پسرها ببینین چقدر براشون سخته که برن سراغه دختری و اون روی خوش بهشون نشون نده. همیشه پسرها هستند که باید در اکثر موارد یک رابطه پیش قدم بشن و در همه حال این احتمال وجود داره که با امتناع دختر مواجه بشن. پسر باید بره مخو بزنه و برای اولین بار رابطه رو شروع کنه، پسر باید برای اولین بوسه پیش قدرم بشه، پسر باید برای بقیه موارد پیش قدم بشه و در همه ی این موارد دختره هرجا بخواد کافیه بگه نه. کی این وسط ضربه ی اصلیه خیط شدن و رد شدن رو می خوره و حالش تا چند وقت گرفتست و حتی بعضی ها تا چند وقت اصلا بی خیاله دختر و دختربازه میشن؟ پسره بدبخت. حالا حساب کنید اگر رفتاره مناسب با یک دختر رو هم بلد نباشه دیگه چقدر کلاش پسه معرکس.

البته این رو هم نا گفته نگذارم که یک سری دخترها هستن که اونها هم بلد نیست چه جوری با پسرها رفتار کنن و به اولین پسری که می رسن همچین واله و شیدا میشن که بعدش تو رابطشون لطمه می خورن (بیچاره پسره بعدی که با اونا دوست شه، باید تقاصه قبلیه رو هم پس بده) اشکال کار این جاست که تعداد همچین دخترهایی خیلی کمه و دیگه به وبلاگ و سایت نوشتن و این داستان ها نمی رسه. ولی اگر این وسط دختری پیدا شد که سواله خاصی داشت می تونه ای میل بزنه و بپرسه. البته به شرطی که ای میلش نامه ی فدایت شوم نباشه!
تذکر مهم: اگر دختری هستید که در مقیاس زیبایی از 10 حداقل نمره ی 9 می گیرید، می توانید نامه ی فدایت شوم هم بفرستید

نکته بعدی برای کسانی که در مورد کم حرف بودن و چگونه از خندوندن استفاده کنیم نوشته بودن، همونطور که قبلا گفتم در این زمینه به تفصیل خواهم نوشت ولی هنوز زوده. چرا؟ چون می خوام اول اصله رفتاره درست در شرایطه مختلف براتون جا بیفته بعد بریم سراغه خنده. دلیلش هم اینه که خندوندن مثل شمشیره دو لبست. اگر ندونین چه جوری ازش استفاده کنین ضررش برای خودتون بیشتره و به چشم دخترا میشین یه دلقکه ساده لوح که تا وقتی می خوان بهتون بخندن خوبید ولی موقع ماچ و بوسه که می رسه می رن سراغه یکی دیگه.

برای الان فقط این نصیحت رو بهتون می کنم که هر چی می تونین راجع به اونچه دور و برتون اتفاق می افته اطلاعات جمع کنید. حالا نرید همه مطالبه کسل کننده ی سیاسی و .. رو حفظ کنید ها. چیزهایی که می تونه برای یک دختر با حال باشه. هرچند دخترهایی هم هستن که مطابله سیاسی براشون جالب باشه (البته این بیشتر تو ایران صحت داره که ماشاا... همه سیاستمدار و سیاست زده اند) ولی همونها هم از این که بدونن جولیا رابرتز اسم دوقولوهاشو چی گذاشته حال می کنن.

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:31 توسط : امین
دوشنبه هفتم شهریور 1384
اصطلاحات دانشجويي

سالهاي پيش از دانشگاه :  آن روزهاي خوش

 دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

 ثبت نام ترم جديد : ده فرمان

 دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

 خوابگاه شهرك : اينجا آخر دنياست

 دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

 دانشجوي اد بيات : نان و شعر

 وام تحصيلي : جهيزيه رباب

 خوابگاه دا نشگاه : خانه كوچك

 خانواده دانشجويان : بينوايان

 دانشگاه آزاد : جيب برها به بهشت نمي روند

 دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

 دانشجوي فوق ليسانس : قهرمان قهرمانان

 انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

 استاد دانشگاه : يك گروه خشن

 اولين امتحان : اولين خون

 شب امتحان : امشب اشكي ميريز

 مراقبين امتحان : سايه عقاب

 شاگرد اول كلاس : مردي كه زياد مي دانست

 تقلب : عمليات سري

 تدريس در دانشگاه : تجارت

 روز دريافت كارنامه : روز واقعه

 تعطيلات بين ترمي : روزهاي خوب زندگي

 اعتراض دانشجو : بايكوت

 شماره دانشجويي : مدرك جرم

 اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم

 روز پرداخت وام دانشجو : روز فرشته

 دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد

 دانشجوي مشروطي  : مردي كه موش شد

آينده تحصيل كرده : دست فروش

 كلاس هاي ساعت 12-2: خواب وبيدار

 رئيس دانشگاه : مرد نامر

تصويب شهريه براي دانشجويان : تاراج

 استاد راهنما : گمشده

 به دنبال سرويس : دونده

 آشپزهاي سلف سرويس : هفت سامورائي

 ازدواج دانشجوئي : عروسي خوبان

 دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده

 بوفه دانشگاه : غارتگران

 سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ

 اميد به بهبود اوضاع : توهم

 غذاي امروز : سلف     self    

 گردهمايي استادان : دسيسه

 كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان

 پاس كردن يك درس: يكبار براي هميشه

 ژتون فروشي : آژانس شيشه اي

 دانشجويان لم داده جلوي پنجره هاي سالن : ديد بان

 علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان

 رئيس دانشكده : سناتور

 التماس براي نمره : اشك كوسه

 امور دانشجويان : سايه شوگان

 سوار شدن به اتوبوس : يورش

 نماينده كلاس : بهترين فرد بد

 ترم آخر : بوي خوش زندگي

 پايان نامه : زندگي ديگر هيچ

 تصويه حساب : خط پايان

 شيريني گرفتن از فارغ تحصيلي : ضربه آخر

 عمر دانشجو : بر باد رفته

 دانشجوي فارغ التحصيل : ديوانه از قفس پريد

 مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت

 انصراف دادن : فرار بسوي خوشبختي

 ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول

وعده رئيس دانشگاه : بلوف

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:27 توسط : امین
دوشنبه هفتم شهریور 1384
فكر مي كنيد چقدر جذاب هستيد؟

 

 

جذابیت چیزی است جدای از زیبایی. یک نفر می تواند چهره زیبایی نداشته باشد ولی فوق العاده جذاب باشد و همچنین می تواند بسیار زیبا باشد ولی جذاب نباشد. حتما می دانید که کدام یک از این دوحالت دوست داشتنی تر هستند . جذابیت و گیرایی یک ویژه گی اکتسابی است و ما آگاهانه یا نا آگاهانه آن را کسب می کنیم.

چگونه می توان جذاب بود:

1.ظاهری آراسته داشته باشید.

مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما ناخود آگاه شما را جذاب می کند. بعضی ها بر اساس تصوری نادرست برای جذاب شدن به تکاپو می افتند و به شکل های عجیب و غریبی لباس می پوشند که این مساله از جذابیت آنها می کاهد.

2.بیشتر سکوت کنید.

غالبا افراد فکر می کنند برای اینکه جذاب تر شوند، باید بیشتر شلوغ کنند. سکوت یک تاثیر ذهنی و روانی می گذارد. در سکوت فرد در پیرامون خود خلا ایجاد می کند و هر خلایی جذب را سبب می شود.آنها که بیشتر صحبت می کنند از جذابیت خود می کاهند؛ولی سکوت و گوش دادن بیشتر، شما را عاقل تر و باتجربه تر معرفی می کند.البته سکوتی که از اعتماد به نفس سرچشمه بگیرد.

 

3.نرم و ملایم سخن بگویید .

وقتی نرم و ملایم سخن می گویید جذاب و محبوب می شوید.جذابیت به تقلا و تکاپو نیاز ندارد، بلکه به آرامش و ملایمت نیاز دارد. آدم های عصبی و خشن غیر قابل اعتمادند و جذابیتی ندارند.

 

4.فرد محترمی باشید.

بی احترامی به خود و دیگران و بی ادبی در کلام و رفتار از جذابیت شما می کاهد. افراد مودب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از دروشان موج می زند.

 

5.زیاد شوخی نکنید اما فراوان تبسم کنید.

شوخی کردن فراوان از انرژی ذهنی وجذابیت شما می کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزها را از بین می برد، به تکاپوی فراوان شما می انجامد و صحبت بسیار به دنبال دارد و چه بسا که به بی احترامی به خود و دیگران منجر شود. متبسم باشید زیرا تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می بخشد. در تبسم، سنگینی متانت و جذابیت وجود دارد، ولی در خنده و شوخی فراوان سبکی.

 

6.قاطعیت یعنی جذابیت.

کسانی که هدف های مشخص و ارزش های معینی دارند بی استثنا جذابند. کسانی که قدرت "نه" گفتن دارند و بازیچه این و آن نمی شوند، جذابند. شخصیت هایی جذاب و تائثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند.

 

7.امیال و غرایز خود را کنترل کنید.

کسانی که بر امیال و غرایز خود تسلط بیشتری دارند، از جذابیت معنوی بیشتری برخوردارند. آنها که مدام در پی ارضای امیال خود به سر می برند، نمی توانند خود را کنترل کنند و خصوصا به نگاه و زبان خود تسلط ندارند، این افراد جذابیتی ندارند. بر امیال خود مسلط باشید نگویید دیگران چه می دانند که من تا چه اندازه بر خود مسلط هستم. کاهش انرژی ذهنی و جذابیت درونی و روانی شما به هر حال خود را به شکلی نشان می دهد که از جانب دیگران کاملا درک می شود.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:12 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
irani ha ro bebin

New York Trip With Iranian - Part 1

 

HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group
 
 
HydroForum® Group

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:45 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
bazam axaye funny

HydroForum® Group
HydroForum® GroupHydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group

HydroForum® Group 

 

 

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:43 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
جوادترين هاي سال

 جوادترين هاي سال

جوادترين اسم : در اين زمينه هيات داوران به علت انبوه اسامي كار دشواري را پيش رو داشت اما پس از رايزني هاي فراوان از ميان شير علي،قلي ،انريكو و ثابت جايزه به اسم قباد اهدا شد .

جوادترين سرگرمي : داوران در اين بخش از ميان دوردرجا،چت،تك چرخ،قليون و منچ جايزه را مشتركا به چت و قليون اهدا كرد .

جوادترين ساز : نامزد هاي اين بخش گيتار،بوق بيابوني،كمونچه ،گيتاربيس و سه تار بود كه داوران محترم جايزه را لايق گيتار دانست .

جوادترين خواننده غير مجاز سال : در اين قسمت هيات داوران با تقديم ديپلم افتخار به حسن شماعي زاده، جايزه جواد بلورين را با اكثريت ارا به داوود بهبودي تقديم كرد .

جوادترين البوم سال : تنها قسمتي كه داوران بدون هيچگونه اختلاف نظر به نتيجه رسيدند....البوم ديوونه منصور .

جوادترين اهنگ سال : در حالي كه همه نفس ها در سينه حبس شده بود تيم داوري با تقديم ديپلم افتخار به اهنگ نون ودلقك جايزه اصلي را به علي رضا عصار و اهنگ خيال نكن نباشي بدون تو ميميرم .

جايزه ويژه : در اين قسمت به خاطر يك عمر فعاليت جوادي و گسترش مسلك جواد جايزه ويژه به عباس قادري اهدا شد.قادري در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود به روي صحنه امد و در ميان شور و حال عرفاني مردم جايزه را دريافت كرد .

جواد هاي مطبوعات : جوايز با دقت تمام اهدا گرديد...روزنامه خبر ورزشي،ستون پنجره نقره اي و امير مهدي ژوله در بخش هاي جواد ترين نشريه و ستون و نويسنده به حق خود رسيدند .

جواد ترين گزارشگر سيم : در حالي كه به علت شايسته بودن همه ميرفت كه كار به دعوا بكشد جايزه به جواد خياباني اهدا گرديد.جواد پس از دريافت جايزه گفت : اين جايزه را كه حاصل يك عمر تلاش ميدانم به استادم اسكندر كوتي تقديم مينمايم.در ضمن من شريك تجاري مهندس نيستم .

جوادترين سايت سال : هيات داوران ضمن سپاس از سايت پندار، به علت گرافيك واستانداردهاي كامل جوادي جايزه را به سايت چلچراغ پيشكش كرد .

جوادترين كتاب سال : داوران در اقدامي عجيب جايزه را مانند سال گذشته به اقاي مهندس براي كتاب اهنگ براي موبايل تقديم نمود.كتابي كامل كه در ان انواع اهنگ ها از موتزارت و باخ گرفته تا ويرون بشي اي دل و بدنام وپلنگه موجود است تا روي گوشيتان(????) نصب و از نواي رويايي ان لذت بريد .

جوادترين صحنه سال : صحنه اي كه شهرام خان ناظري با ان سيبيل خاص!! و عينك قرمز در تلويزيون ظاهر شد و شعر فردوسي را در ميان بهت همه ما اشتباه خواند(پي افكندم از نظم كاخي بلند..كز آب و آتش!!!!!!! نيابد گزند .

جوايز بخش هاي جانبي : داوران جواد بلورين را به عمو رحيم به عنوان شيريني فروشي ،حس ن روباه به عنوان جواد قهرمان،تكيه كلام(جونه تو سالاره)،مانتو خفاشي در بخش پوشاك، ادكلن بيك،لاستيك وكفش سفيد،يخ در بهشت وخاكشير(مشتركا) براي نوشيدني گوارا اهدا شد .

جوادترين فوتباليست سال : مهمترين جايزه..خيلي ها دوست داشتند جاي اين برنده رويايي بودند.به همين دليل داوران نفر برگزيده اين بخش را براي افزايش هيجان در انتها اعلام نمودند. نيكبخت واحدي در حالي كه تل قشنگش را با آن چسب دماغش ست كرده بود جايزه را دريافت كرد.در حالي كه اكثريت يوزپلنگ هاي سالن را بغض و گريه فرا گرفته بود .


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:33 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
فـــــــــــــــرهنگ لغات

فـــــــــــــــرهنگ لغات
آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعداً انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:32 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
zanane ba janbe bekhoonan

salam.man az hamin ja az hameye khanom ha mazerat mikham.be del nagirid.bad ina faghat tanz hast.badan khoobe zanha ham migim ta pesara va mardha cheshmeshoon darad.bye


HydroForum® Groupاين عنصر کمتر در طبيعت به صورت آزاد يافت مي‌شود و بيشتر به صورت يک ترکيب با ماده‌اي چون انيدريد تبلور و سولفات خودبيني در منازل يافت مي‌گردد.

طرز تهيه:
براي تهيه اين عنصر بايد مقدار کافي اکسيد اسکناس و نيترات کاديلاک هشت ظرفيتي را در يک ويلا مخلوط کرده و پس از مدتي گاز نازوسولفور عشوه متساعد ميشود و در نتيجه به صورت رسوب در ته ويلا باقي ميماند. البته از زبان چرب و نرم هم ميتوان به صورت کاتاليزور استفاده کرد.

خواص شيميايي:
بعضي از انواع اين عنصر بسيار زشت و بدقيافه بوده و ميل شديدي براي ترکيب شدن با نيترات پودر و سولفات روژ و اکسيد سرمه دارند که پس از ترکيب شدن با اين مواد نسبتا قابل تحمل ميشوند.
بعضي از انواع اين عنصر نيز با خورده شيشه همراه است و خاصيت شوهرآزاري شديدي دارند. براي خالص کردن اين عنصر کافيست که آن را در يک سيستم سربسته مثل اتاق قرار داد و با کربنات کتک و استات فحش مخلوط نمود.

خواص فيزيکي:
از نظر جنس، بسيار نرم و حساس مي‌باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار ميگيرد. اگر مقداري اسيد خشونت و کربنات سوزآور ديگري به نام آيوپاک (هوو) به آن اضافه کنيم فورا ذوب شده و به صورت اشک روان ميگردد و اصلا ميل ترکيب شدن با عنصر مرد را ندارد اما به محض استفاده از کاتاليزور لبخند آنچنان با اين عنصر ترکيب ميشود که جداشدني نيست.

تذکر: نوع سخت اين عنصر را با حرارت يک پالتو پوست ميتوان نرم کرد.

انجمن شيميدانهاي رنج کشيده

 

چند كلمه از بزرگان در مورد زن
1- يك زن چيزي جز شوهرش نمي خواهد ولي وقتي كه به او رسيد همه چيز مي‌خواهد. «؟!»
2- زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي‌گويند تا در حفظ آن شريك باشند. «فئودور داستايوسكي»
3- زنها مثل ماهي هستند. بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است. «ولتر»
4- زن اگر موافق باشد رحمت الهي است والا بلاي آسماني. «روشني»
5- حرف زدن زياد خانمها اعجاز و گوش كردن مردان كرامت است. «؟!»
6- اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي‌نگرنند و زنان گذشته را بخاطر مي‌آورند. «؟!»
7- زن مخلوقي است كه عميق‌تر مي‌بيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را مي‌بيند. عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است. «گرابه»
8- زنهايي كه سر پيري مقدس و مؤمن مي‌شوند چيزي را به خدا تقديم مي كنند كه از بخشيدن آن به شيطان شرم دارند. «؟!»
9- زبان زن به منزله شمشير اوست. هميشه آن را بكار مي‌برند تا زنگ نزند. «؟!»
10- چنين است طبيعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد.«ميگوئل بوفلر»
11- شاهراه موفقيت پر است از زنهايي كه شوهران خويش را به پيش مي‌برند. «توماس دوار»
12- زنها پنجاه برابر بيشتر به ازدواج اهميت مي‌دهند تا به منصب وزارت. «؟!»
13- زن گردنبند است. دقت كن چه چيزي را به گردن مي‌آويزي. «امام جعفر صادق»
14- مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان. «رومن رولان»
15- دو چيز را دوست دارم و نمي‌خواهم آني از آن منفك شوم . زن و عطر را. «حضرت محمد (ص)»
16- زنها هرگز نمي‌گويند ترا دوست دارم ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون آنها جاي گرفته‌اي. «لارو شفوكو»
17- من زني را كه از خانه براي شكايت از شوهرش بيرون مي‌آيد دشمن دارم. «حضرت محمد (ص)»
18- آسياب و ساعت و زن هميشه نيازمند تعمير هستند. «پروربس»
19- نه گفتن زن به معني پاسخ منفي نيست. «اس - پي - سيدني»
20- زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان مي‌كنند. اما مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل مي‌كنند. «ريچارد استل»
21- به قول قديمي‌ها : زن بلاست ولي هيچ خونه‌اي بي بلا نباشه. «؟!»
22- زن گله، هر كي ندونه خله.

 

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:31 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
joke bi adabi ++18

چند عدد جوك بى ادبى


يه روز به بامشاد ميگن زنت حاملست. ميگه اي اردل نامرد!

معلمه به شاگردش ميگه برو يه مورچه نر پيدا کن وردار بيار. بچهه فرداش يه مورچه مياره معلمه ازش ميپرسه خوب تو حالا از کجا فهميدي که اين مورچهه نره؟ بچهه ميگه آخه جلوي مدرسه دختروونه پيداش کردم!

يه نفر تو صف نونوايي بوده يه دفه عطسه ميکنه و دستشو جلوي دماغش ميگيره و تمام بند و بساط دماغش مياد تو دستش! همين جور مونده بوده چکار کنه که بر ميگرده به پشت سريش ميگه آقا بي‌زحمت اينو دست به دست کنين اون آخر صف بمالينش به ديوار!

يه بار يه نفر به يه ترکه ميگه کره خر ترکه تعجب ميکنه و با خودش ميگه عجب يعني اينقدر جوون موندم؟

به قزوينيه ميگن شماها به ناف چي ميگين؟ ميگه سوراخ بي مصرف

تركه رفته بوده تهران دنبال نوش كه واسه تعطيلات ببردش تبريز. تو راه پسره اشاره ميكنه به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي!‌ ببعي! تركه برمي‌گرده بهش ميگه: ببين اصغرجان! ما داريم ميريم تبريز، اونجا همه مردن!‌ تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مرداي گنده حرف بزني! اينا گوسفندند، گوسفند. يكم مي‌گذره،‌ پسره اشاره مي‌كنه به يك قطار ميگه: دودوچي‌چي! تركه باز ميگه:‌اصغرجان! تو ديگه بزرگ شدي بابا!‌ بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني، اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام تركه از نوش مي‌پرسه: اصغرجان، ديروز تو مهدِكودك چي‌كار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. تركه مي‌پرسه: قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت تركه ميافته ميگه: قصه روباه جا‌كش و كلاغِ كس‌خل

يه روز به يه ترکه ميگن نامزدي رو به چي تشبيه ميکني؟ ميگه نامزدي مثل اين مي‌مونه که بابات برات يه دوچرخه بخره ولي نزاره بهش دست بزني

يارو راهبه هفت-هشت سال تو يك قبيله آفريقايي زندگي كرده بوده و تو اين مدت كلي از آداب تمدن مثل كشاورزي و خونه ساختن و يكتا پرستي رو يادشون داده بوده... يك روز هوس ميكنه كه بهشون انگليسي هم ياد بده. خلاصه رئيس قبيله رو صدا ميكنه، باهم شروع ميكنن قدم زدن تا ميرسن به يك درخت. راهبه اشاره ميكنه به درخته، ميگه: "درخت". رئيس قبيله كلشو تكون ميده، اشاره ميكنه به درخت، ميگه: درخت! راهبه كلي حال ميكنه، يكم جلوتر اشاره ميكنه به يك كوه، ميگه: "كـوه" بازم رئيس قبيله كلشو تكون ميده، ميگه: كوه! خلاصه به همين منوال جناب راهب كلي زبان به جناب رئيس قبيله ياد ميده، تا اينكه بين درختا ميرسن به يك زن و مرده كه شديداً به كار خير مشغول بودن... راهبه يكم فكر ميكنه، ميگه: "دوچرخه‌سواري"! رئيس قبيله اخم ميكنه، نيزشو در مياره، ميزنه مردك بدبخت رو لت و پار ميكنه. راهبه كف ميكنه، ميره بهش ميگه: بابا من اين مدت اين همه راجع به صلح و دوستي چيز ياد شما دادم، چرا زدي اين بدبخت رو كشتي؟ رئيس قبيله اشاره ميكنه به زنه، ميگه: دوچرخه من

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير مي‌بنده به پنجره فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعد يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده

يه ترکه چند تا خر رو دور خودش جمع ميکنه ميگه دمش گرم عجب آيينه کاري باحالي

يه روز يه آبادانيه رو از زير آوار زلزله در ميارن مي‌بينن موبايلش دستشه. يارو يه نگا به ملت ميکنه ميگه ويبراتور رو حال کردين؟
خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار مي‌پرسه: پس تو كار آشپزخونه‌ايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مي‌نويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه:كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپاره‌اي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن! خبرنگار داد مي‌زنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده. تركه ميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه! يارو ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه تقي داريم همه ميكنن

يه روز يه ترکه رو از استخر ميندازن بيرون. دوستاش بهش ميگن چرا انداختنت بيرون؟ ميگه آخه شاشيدم! دوستاش بهش ميگن آخه کس خول، توي استخر همه ميشاشن ولي کسي نمي‌فهمه. ميگه آخه من از همون بالا شاشيدم

يه بچه ترکه (البته نه ترکاي تو ايران بلکه ترکاي کافر بد!) ميره پيش باباش ميگه چرا به من ميگن خر باباهه ميگه برو از تو آشپزخونه يه قابلمه بيار تا بهت بگم وقتي مياره ميزنه رو قابلمه ميگه اين صداي چيه؟ بچهه ميگه فکر کنم دارن در ميزنن! باباهه ميگه حالا فهميدي چرا بهت ميگن ترک خر؟ بلند شو قابلمرو بزار سر جاش تا من برم در رو باز کنم

يه روز يه تهرونيه به يه ترکه ميگه بگو فيات ترکه ميگه فيات تهرونيه ميگه بمک تا بياد! ترکه بهش بر مي‌خوره ميگه بگو ژيان تهرونيه ميگه ژيان ترکه ميگه کير تو کس ننت! تهرونيه ميگه برو بابا اين که بهش نمياد ترکه ميگه پس بمک تا بياد

يه روز يه ترکه با يه زنه تو يه آسانسور گير مي‌کنن. بعد يه مدت زنه لباساشو در مياره و لخت ميشه و به ترکه ميگه يه کاري کن که من واقعا احساس کنم که زنم! ترکه هم لباساشو در مياره و ميده زنه ميگه اينارو بشور بعدشم اتو کن تا واقعا احساس زن بودن بکني

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين

رشتيه پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره و ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌شوخي كردم جون حاجي.اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي


به لاک پشته ميگن يه خالي ببند ميگه دويدم و دويدم

بچهه ميره خونشون به مامانش ميگه مامان جون من امروز ديکته 18 گرفتم. مامانش بهش ميگه آفرين بيا دودولت رو بخورم! بچهه ميگه مامان جون اگه 20 بگيرم ساک هم مي‌زني؟!!


يه روز سه نفر داشتن از كون گشاد بازيا شون حرف مي‌زدن، اولي ميگه: من يه بار رفتم دستشويي ديدم خيلي طول كشيد همون جا خوابيدم تا صبح! دومي ميگه: من يه بار تو خيابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابيدم تا بچه هام اومدن بردنم خونه! سومي ميگه: اينا كه چيزي نيست، من يه بار رفتم سينما فيلم كمدي ببينم ولي همش گريه كردم. دوستاش ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون همون اول كه نشستم خايه‌هام رفت زير كونم تا آخر حوصله نكردم از روشون پاشم
يه بنده خدايي ميره داروخونه ميگه ببخشيد شما يزيد دارين؟ يارو دکتره تعجب ميکنه ميگه يعني چي يزيد مي‌خواي چکار کني؟ ميگه آخه مي‌خوام جلوي آبم رو بگيره

گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز کنين. شنگول ميگه غلط کردي ما آيفون تصويري داريم

يه روز چند تا قزويني ميرن حموم عمومي. يه ساعت مي‌گذره بيرون نميان، دو ساعت مي‌گذره بيرون نميان، خلاصه بعد از 6-5 ساعت صاحب حموم شک مي‌کنه ميره تو حموم که ببينه چه خبره. مي‌بينه صابون قزوينيا افتاده کف حموم ولي هيچکي جرات نمي‌کنه ورش داره خودش رو بشوره

يه روز يه دختر عربه ميره پيش باباش ازش مي‌پرسه بابا اين چيه؟ پدره ميگه اين دودوله. دختره ميگه ميشه باهاش بازي کنم؟ پدره ميگه آره ولي جاي دوري نري ها

بچه مثبته رفته بوده آموزش چتربازي، قبل از اينكه بپره استادش بهش ميگه: وقتي پريدي، بايد تا بيست بشمري بعد اين طناب رو بكشي تا چترت باز شه.پسره ميپرسه: ببخشيد استاد، اگه چتر باز نشد چي؟ استادش ميگه: سوال خوبيه! در اون صورت، اين يكي طناب رو بكش، كه چتر زاپاس باز شه. باز پسره ميپرسه: شرمنده استاد، اگه دومي هم باز نشد چي؟ استاده ميگه: خوب درون حالت، يك نخ قرمز اينجا هست كه وقتي بكشيش چتر اضطراري باز ميشه. پسره دوباره ميپرسه: ببخشيد وقتتون رو ميگيرم استاد، اما اگه اينم باز نشد چي؟ استاده ميگه: درون صورت صفحه 250 دفترچه راهنما رو بازكن، اونجا توضيح داده. خلاصه پسره خيالش راحت ميشه و ميپره، تا بيست ميشمره، نخ اول رو ميكشه، اتفاقي نميافته. نخ دوم رو ميكشه، بازم چتري باز نميشه. پسره هول ميشه، نخ قرمز رو ميكشه، ولي بازم خبري از چتر نبوده. يهو ياد حرفاي استادش ميافته، خيالش راحت ميشه، دفترچه راهنما رو بازميكنة، صفحة 250 رو مياره، ميبينه نوشته: مشتري گرامي، خواهر شما گاييده ميباشد

ييه روز يه هواپيما داشته سقوط مي‌کرده، خلبان ميگه هر چي وسايل دارين بريزين پايين. يکي يه دونه سنگ ميندازه، اون يکي يه چاقو ميندازه، يکي ديگه هم نارنجک ميندازه پايين! وقتي به سلامت فرود ميان و از هواپيما پياده مي‌شن مي‌بينن يکي سرش شکسته. ازش مي‌پرسن چي شده؟ ميگه نمي‌دونم چي شد يه دفه از آسمون يه سنگ اومد خورد تو سرم. يکم ميرن جلوتر مي‌بينن يه بنده خدايي داره از دستش خون مياد ازش مي‌پرسن چي شده؟ ميگه داشتم ميرفتم يهو از آسمون يه چاقو اومد خورد رو دستم. يکم ديگه ميرن مي‌بينن يه ترکه داره هر هر مي‌خنده. ازش مي‌پرسن چي شده؟ ميگه هيچي بابا داشتم مي‌رفتم يهو يه گوز دادم اين خونه بغلي خراب شد

خواهر حسين فهميده با حسين رضا زاده ازدواج ميکنه، ازش ميپرسن انگيزه شما از اين ازدواج چي بوده؟ ميگه هيچي ما خانوادگي عادت داريم بريم زير تانک

افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه‌: جناب شما به خاطر بستن كمربند ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راه‌ها جايزه برديد. حالا مي‌خوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه:‌ گوش نكنيد جناب سروان، اين شوهر من وقتي مسته يك بند كس ميگه! تو صندلي عقب، يك يارويي خواب بوده، ‌ازين سر و صدا بلند ميشه،‌ ميگه: من همون اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!! يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ‌ببينم بالاخره از مرز گذشتيم يا نه؟!

از يه ترك دانا مي‌پرسند: وجه تشابه موش با مرد چيه؟ جواب مي‌ده : هردوتاشون دنبال سوراخ مي‌گردند
***
زن تركه ميميره. مراسم خطمش تركه بد دمق نشسته بوده يك گوشه و هي كلشو تكون ميداده، با خودش ميگفته: عجب! ...اي بابا... مگه ميشه؟! ملت ميان دلداريش بدن، ميگن: خوب بالاخره مرگ حقه و همه رفتنييم و ازينجور كس‌شعرا! تركه ميگه: نه آخه شما نميدونيد. والله ما خوابيده بوديم، لب من رو لبش بود، كيرم تو كسش بود، انگشتمم تو كونش بود... ايلده من نميفهمم اين جونش از كجاش در رفت؟!

يارو تهرونيه مي‌خواسته سر به سر رفيق تركش بگذاره، بهش ميگه: دويدم و دويدم، به خونتون رسيدم، ازرو ديوار پريدم، خوارتو من گاييدم! تركه هم ميگه:‌ منم اومدم خونتون، ننتو گاييدم! تهرونيه ميگه: برو بابا! اين كه وزن نداره! تركه ميگه: خوب حقيقت كه داره!

تركه خيلي بي تربيت بوده، هر جا ميرفته يه سوتي اساسي ميداده. يه روز ميره خواستگاري، براش چايي ميارن با شكر، يادشون ميره قاشق بيارن. تركه برمي‌گرده ميگه: بايد با كيرم هم بزنم؟!

تركه داشته براي رفيقش تعريف مي‌كرده كه: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين خانوم صالحي، منشي ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصي ميخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا اين كه شرمندگي نداره. ميگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصي دادم رفت، بعد اون يكي كارمندمون اومد، اونم مرخصي ميخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد يكي يكي همه كارمندامون اومدن مرخصي خواستن، منم به همشون مرخصي دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا مرخصي دادن كه شرمندگي نداره. ميگه: نه آخه، بعد از يك مدت اين منشيه زنگ زد، گفت امشب بياين خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، ديدم خانم منشي تنهاست، با عشوه بهم گفت: من ميرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندين من الان ميام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از يك مدت در رو باز كرد، ديدم همه كارمندا و خانوم بچه‌ها جمعند، براي من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: بابا اينكه شرمندگي نداره، بايد خوشحال ميشدي. تركه ميگه: آخه من لخت وايستاده بودم!

پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش مي‌پرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بكنمت! بعد هم مي‌زنه به چاك، افسره هم ميفته دنبالش. پسره مي‌دوه تو خونشون، درو پشت سرش مي‌بنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ‌مي‌گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه:‌ آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه:‌ خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقيقه مونده!

تركه ميره ميوه فروشي ميگه: ‌آقا بي زحمت يه كيلو انگور بده. ‌فروشنده هم ازون آدمهاي مذهبي بوده، ميگه: نگو انگور، بگو ميوه بهشتي! بعد تركه ميگه: ‌آقا دو كيلو هم سيب بدين. يارو ميگه: نگو سيب، بگو جمال محمد! بعد تركه بادمجون ميخواسته، ميگه: بي زحمت ‌يه كيلو هم كير بلال حبشي بدين!

زنه ميره دكتر، ‌ميگه: آقاي دكتر من كنار رونم خال داره. دكتره مياد معاينه كنه، تا دست ميزنه خاله پاك ميشه. چند وقت بعد دوباره همون زنه مياد، ميگه: آقاي دكتر من كنار رونم خال داره. بازم تا دكتره دست ميماله، خاله پاك ميشه. خلاصه چند بار اين قضيه تكرار ميشه، تا اينكه دكتره يه بار ميگه: ببخشيد خانم، شوهر شما نجاره؟ زنه ميگه: ‌آره،‌چطور مگه؟ دكتره ميگه: بهش بگين ازين به بعد وقتي ميخواد ساك بزنه، مدادشو از پشت گوشش ور داره!

دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت مي‌كردند. يكيشون بر مي‌گرده به اونيكي ميگه،‌ شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم نسبتا راحته، صبح پا ميشم صبحونه مي‌خورم، ميرم بيرون ‌يك دوري اطراف مي‌زنم،‌ ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره مي‌رم بيرون،‌يك مقدار تو خيابون پرسه مي‌زنم،‌ ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار مي‌خورم، مي‌رم بيرون ‌يك مقدار مي‌گردم،‌ دوباره ميام خونه يك دوش مي‌گيرم، بعد مي‌رم باز چند ساعت قدم مي‌زنم، بر مي‌گردم خونه دوش ميگيرم، مي‌خوابم... شما شغلتون چيه؟ اونيكي زنه جواب مي‌ده: والله منم مثل شما جندم، ‌منتها اينقدر وسواس ندارم!

كميته تركه رو مست و پاتيل تو خيابون مي‌گيره. بهش مي‌گند: مرتيكه كثافت! گمشو برو تو ماشين، ‌باباتو ميسوزونيم! همين جور كه داشتند مي‌چپوندنش تو ماشين، تركه هي داد و بيداد ميكرده كه: چيكارم داريد؟ آخه منو واسه چي گرفتين؟ سربازه بهش ميگه: واسه عرق خوري. تركه ميگه: د بابا اينكه دعوا نداره! خوب بيارين بخوريم!

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:27 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
Funny Pictures

be dar khaste dooste azizam rezvane jan ke goft axe funny bezaram axaye funny gozashtam.nazar yadetoon nare.bye

Funny Pictures

HydroForum® Group
 HydroForum® Group
HydroForum® Group HydroForum® Group
HydroForum® Group HydroForum® Group
HydroForum® GroupHydroForum® Group
HydroForum® GroupHydroForum® Group
HydroForum® GroupHydroForum® Group
HydroForum® GroupHydroForum® Group
HydroForum® GroupHydroForum® Group

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:24 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
في شرح الاحوال و المقامات الامتحانات الپايان ترم

في شرح الاحوال و المقامات الامتحانات الپايان ترم:

اِنّ الدانشجويين و الدانشجوآت يواجهون الچاله چوله آت  والفراز و نشيب هاي العديده طول المدة الحروم كردن الزندگيهم بعنوان الدورة الدانشجوئيه. بعض هذه البحرانات يچال و يلة (مچاله و له مي كند) الدانشجو البينوا و المادر مرده و الزبون بسته را.

وضعة الروحي و الجسمي الدانشجو في هذة اربع سنوات يشبه كثيراْ بشكل لهيده شدن الخرمالو الرسيده والمترٌكك (ترك خورده) تحت باسن الرجل 120 كيلو غرامي

و پكاندن الفاكهة المذكور و اگناد (گند زدن) المحيط الاطراف بشكل استفراغ آميزيّة.

انّ دانشجو هو الخرمالو و مشكلاته و دردسراته هو الرجل الگنده بك. انّ احد تلك المشكلات و ضد حالات هو الامتحانات الپايان ترميه. انا اعتقد انّ عملكرد الطلّاب الپسر و الدختر قد يختلف كثيرا من الارض و سماء . هناك تقسيمات علمي تخيليه و شگفتيه و مخ تيليت كنيّه الذي اصاب الي دوغوله (دوگوله) الاينجانب في شرح احوال كل الطلّاب و الطالبات الفرهيخته والعقل ريخته و الپشفيخته في ايام الامتحانات الجانگداز

الخانمان سوزية و الكچّال (كچل كننده) الرأس الپسرها و الدغّان (داغان كننده) القيافة

الدخترها: قسم الاول هو الآقاياني البي خيال بالنسبه الي معدلهم و مشروطيتهم و كلهم خلاف والجواتي وياخذون النمره 10 مع تهديد الاستاد بقتل زوجته و آدم ربايي الپسرش من المهدكودك الدانشگاه و السرقة المسلحانه من البيت الاستاد في كوي الاساتيد و يشكنون التخمتة جاپني و كدو و دوّارالشمس‌ (آفتاب گردون) حين بدايه الكلاس الي نهايت الهدف تلجيج (لج درآوردن) الاستاد و يتيكون تيكه آت  بي تربيتية و خفنة في الصف الدّراسي بأخفن الأنحاء و يرُپَرّزَتون پارازيتاترٌ زشتةٌ و قبيحةٌ الي الهمكلاسيّات الهايكلاسيّاتهم .و يوجد عدّة آخر و هم الپسرهاي الدرس خون البچه مثبت الّذين يتكنفرانسون الكنفرانسات العلمية و يكتبون التحقيق و يترجمون المقالات الانجلزية و الفرنسيه من الاينترنت و يقرأون المنابع الدرسي الجانبي و يأكلون رأس الاساتيد المظلوم في ساعات المشاوره بدليل السؤال پيچ كردنهم و خوردن مخ المنشي الگروه و اجبارها بتشكيل الكلاس الجبراني لهدف السرزنش الاستاد بعلة غيبة في الجلسات الماضي حتي اذا كان دليل هذه الأمر هو سقط كردن زوجه الاستاد البد اقبال في زايمان السزارين و افقي شدن الزن و الجنين معآ.

و اما الاقسام لطالبات الدخترات في ايام الامتحانات جالبٌ جدآ.عدّة منهنًّ تكتبنّ الجزوات الدرسية بشكل گل مگولي مع القلم الفسفري و يتچسَبنّ البرچسب هاي الآدامس البادكنكي مع عكس الهديه طهراني و لعيا زنغنه(زنگنه) و محمد رضا جلزار

علي هولاء الجزواتهن .و كلّ الپسرها يريدون ان يأخذون الجزوه من تلك الدخاترة(دخترها) ولكن هنّ لا تعطونن دفتراتهن الي ذلك الپسرهاي العلاف صفت الجزوه ننويس و تفيسون فيسآ كثيرا فس فسيّة في اعطاء دفاترهنّ ال پسرهاي المرده خور . و اذا تسكنن في الخوابگاه شهدا (جزيرةالبنات) تشترونن المايكروفر. لأنهن لا تريدن الاتلاف الوقت في ليالي الامتحان بسبب السرخ كردن الباذمجان و الپكاك (پاك كردن) البرنج لنجوني . بهذا الدليل كلّ طالبة خر پوله تشتري مايكروفرة

إل جي يّه لأن تبطخ الفسنجون و الباذمجون و الكوكو و الپراندن الكله پاچه و طبخ شير برنج و الفرني و الإشكنه و الكالاجوش و الكاچي الذي هو بعض الهيچي.قسمٌ آخرٌ

من الطالبات الذين تشبهون القسم الاول الآقايان لا تدرسنّ ابداً طول الترم.

ولهنّ مكانيزمٌ رايجٌ الذي قد تُسعمل بطرقٍ مختلفة. انهنّ يكتبنّ النكات المهم الدّرسيه بخط زير و عجق وجقية و تجاسزوننّها (جاسازي اش مي كنند) في اجياب مانتوهاتهنّ

و تصلوننّ الاوراق المچلّل (مچاله شده) التقلبية في پاچاتهنّ و خلاصه يحبون ان يعلمون طرق الشعوذه (شعبده بازي) لآموزش المكانيزمات المدرن التقلّب و لا تدرسن

الدروس حتي في ليلة الامتحان ولكن يجلسون علي الكرسي في الجلسة الامتحانيّة

مع الترس واللرز والخوف من مراقبين السبيلو و رسوائيتهم في حالة الكشف الاوراق الظالة.

في النّهاية انا اقول وصيتي الي كل الدانشجوئين و الدانشجوآت من الگروه هاي المذكور ان يستدامو طريقهنّ و طريقهم سواء كان روشهم هو الخرخوني اَو كلب خوني و .......... خوني اَو قايم كردن التقلّب في پاچاتهم و پاچاتهنّ اَو طبخ الكباب ذيغي(ديگي) في مايكروفرهنّ و اخذ المدرك الكوپني الآبگوشتي والشروع السربازي و الخواستگاري من البنات الهمكلاسي و المهريهة و البدبختي و........


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:3 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
Beautiful Candles

عظمت تو بر باورهاي توست و نهفته در در وجودت

 

HydroForum ® Group

It takes a minute to have a crush on someone,
an hour to like someone, and an day to love someone...
but it takes a lifetime to forget someone.

HydroForum ® Group

Lucky is the man who is the first love of a woman,
but luckier is the woman who is the last love of a man.

HydroForum ® Group

 

It breaks your heart to see the one you love is happy
with someone else, but it's more painful to know that
the one you love is unhappy with you.

HydroForum ® Group

Love makes life so confusing, but without love
would you really want to live?

HydroForum ® Group

Do you love me because I am beautiful
or am I beautiful because I am loved?


HydroForum ® Group

Love me now, love me never,
but if you love me, love me forever.

HydroForum ® Group

Three things of life that are most valuable -
Love, self-confidence & friends.

HydroForum ® Group

Love cures people -- both the ones who give it
and the ones who receive it

HydroForum ® Group

All, everything that I understand,
I understand only because I love

HydroForum ® Group

Is it better for a woman to marry a man who loves her
than a man she loves

HydroForum ® Group

To the world you may be just one person,
but to one person you may be the world.

HydroForum ® Group

Love is like heaven, but it can hurt like hell.

HydroForum ® Group

Who do you turn to when the only person
in the world that can stop you from crying,
is exactly the one making you cry?

HydroForum ® Group

He taught me how to love,
but not how to stop.

HydroForum ® Group

Of all forms of caution, caution in love is the most fatal

HydroForum ® Group

We come to love not by finding a perfect person,
but by learning to see an imperfect person perfectly

HydroForum ® Group

Many a young lady does not realize just how strong
her love for a young man is until he fails to pass
the approval test with her parents

HydroForum ® Group

Where there is love, there is God also

HydroForum ® Group

Give her two red roses, each with a note. The first note says 'For the woman
I love' and the second, 'For my best friend

HydroForum ® Group

A good marriage is like a casserole,
only those responsible for it really
know what goes in it

HydroForum ® Group

No one is perfect until you fall in love with them

HydroForum ® Group

 

Love, true love, is that which can give the most
without asking or demanding anything in return

HydroForum ® Group

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:57 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
هميشه اين گونه بوده است

هميشه اين گونه بوده است  :

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني.   پيش از آنکه  تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي  مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي .

 

هميشه اين گونه بوده است :

کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي از او در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي

هميشه اين گونه بوده است :

وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز پيراهن خوشبختي را کا ملا بر تن نکرده اي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي  ناباورانه او را در کنارت نمي بيني ،  فکر مي کردي دست در دست او خنده کنان به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت تا صورتت را  پر از بوسه و نور کند .

هميشه اين گونه بوده است :

او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که نام روزها را فراموش ميکني ، از عقربه هاي ساعت ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد

راستي اگر هنوز او نرفته ؛ اگر هنوز باد همه شمعهايت را خاموش نکرده ؛ اگر هنوز مي تواني برايش يک گل بفرستي  و غزلي از حافظ بخواني پس قدر تک تک نفسهايش را بدان


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:52 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
سوالهای ممنوعه!!

بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون بر اساس حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!! ... اين ۵ سوال عبارتند از:
 
 
۱- به چي فکر مي کني؟ ... ۲- آيا دوستم داري؟ ... ۳- آيا من چاقم؟ ... ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ ... ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
>>> ۱- به چي فکر مي کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني ، به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ...
 
 

>>> ۲- آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط ترند مي تونن بگن: “بله عزيزم!“ ... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟ ... من؟!
 
 
>>> ۳- آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه ات فکر مي کردم!
 
 
>>> ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ ... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله!
ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم!
 
 
>>> ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ... اين سوال ، همونطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

 
 

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:49 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
طنز

جيگرتو بخورم من

مدتي مي شد که در آن شب تاريک پشت ديوار خانه شان قدم مي زد

و بيخبر بود از اينکه پسر خلاف همسايه مدتي است که او را زير نظر دارد

جوووون ، جيگرتو بخورم

عجب رون و سينه اي

پسر خلاف همسايه اينها را گفت و در يک چشم بر هم زدن پريد و او را سخت در آغوشش گرفت تا ببرد در جای خلوتي و به کام دل برسد...

و فردا همسايه پسرک ، تمام روز در به در دنبال چاقترين مرغش مي گشت

.............................

:اضافات

بابا چرا شما اينقدر بي ادبيد؟ اين افکار زشت چيه مي کنيد؟

بابا به خدا منظورم از پسره خلافکار، خانم باز نبود که. بلکه به دزدا هم مي گن خلافکار

تازه شم جيگر و رون و سينه مرغ هم خوردن داره ها نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعدشم يه دزد معلومه مال دزدي رو مي بره  يه جای خلوت ديگه

مرغ رو هم مي خورده تا دلي از عزا در بياره و به اصطلاح به کام دل که همون يه مرغ خوشمزست برسه

مگه نه؟

.هميشه شاد باشيد


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:44 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
nazar dadan

salam khedmate hameye doostan.avvalan ke amare site hanooz bala narafte va hanooz 24 saat be eftetahe weblog nareside.omidvaram khoshetoon biyad.nazar bedin.mer30.bye.bache yazdiya hemayat konid ma ham bache yazdim.bye


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:11 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
funny

HydroForumآ® Group
 
 
HydroForumآ® Group
 
 
 
HydroForumآ® Group
 
HydroForumآ® Group
 
 
HydroForumآ® Group
 
 
HydroForumآ® Group
 
 
HydroForumآ® Group
 
 
HydroForumآ® Group
 
 
HydroForumآ® Group

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:7 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
jazaabiyate agha pesarha dar moghabele dokhtar khanoomha

HydroForum ® Group
ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:2 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
kisses ALL OVER

HydroForum® Group
HydroForum® Group Meanings Of Kisses

Kiss on the hand -
I adore you.

Kiss on the cheek -
I just want to be friends.

Kiss on the chin - You are cute!

Kiss on the neck - I want you.

Kiss on the lips - I love you.

Kiss on the ears - Let's have some fun.

Kiss anywhere else - You're the best

HydroForum® Group Love Codes Are Romantic, Fun & Private

Here are some possibilities:

1-4-3 means "I Love You"

Three soft taps on the shoulder mean "I Love You"

SWAK = Sealed With A Kiss

X's stand for kisses; O's stand for hugs
(often used to sign letters)

Learn the sign language gesture for "I Love you"

Three soft taps on the thigh mean "Let's make love"

Red roses symbolize love and passion

Pink roses symbolize friendship

Yellow roses symbolize respect

White roses symbolize purity
HydroForum® Group

Places To Kiss Your Love...

Behind their ear.
Tip of their nose.
Back of their neck.
Underside of their forearm.
Curve of their waist.
Palm of their hand.
Inside their wrist.
Under their chin.
Their eyelids.
Inside of their ankle.
Their collar bone.
Tips of their fingers.
Their spine.
Small of their back.
Inside their wrist.
Under their chin.
Their eyelids.
Inside of their ankle.
Their collar bone.
Tips of their fingers.
Their spine.
Small of their back.
Their tummy.
Behind their knees.

shower your love with kisses ALL OVER!

HydroForum® Group

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:52 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
nice poem & photoshop ++18

تو را در آسمان شرق می جویم جایی که آرزوهای نقره ای من خانه دارند.

تو را در حسرت یک قوی تنها تو را در بال و پر یک پرستوی شوریده تو را در بوسه ی پروانه ها و مغرب گیسوان فرشته هایی که هرگز زمین را ندیده اند می جویم.

چشمهایت جمهوری مهربانی و عشق است بگو من در کدام یک از خیابانهای آن زاده خواهم شد؟

من از تمامه کلمات دنیا فقط دو کلمه را می خواهم دوستت دارم را و دلم می خواهد شکوفه ها و کوهستانها گرد من جمع شوند و هزاران بار آن را با من تکرار کنند دوست دارم شب و شبنم آنقدر ادامه پیدا کنند تا قلب کوچکم آفتابی شود.

کاش می توانستم از درون یک تنگه شیشه ای با ماهی های قرمز برایت ترانه بخوانم دوست دارم نه بهشت باشد و نه دوزخ که بین من و تو فاصله اندازد دوست دارم هر روز تو را در نفس تازه ی خورشید و هر شب در سایه روشن ماه ببینم دمست دارم نیمه شبها با من به کوچه های اندوه بیایی و ببینی که چگونه کنار گلهای شمعدانی و بابونه ها نی می نوازم.

دروازه های آسمان را به من نشان بده و بگذار دستهایم در منظومه یشمسی جریان پیدا کند.

فانوسهای مهربانی ات را بر سر راه من بر افراز تا در بیشه های زشت و مه آلود گناه گم نشود.

مرا در گرد و غبار رویاهایم تنها رها مکن و پرنده ها و ابرها را از من مگیر و هنگامی که سوسنهای بی قرار در دود و بارون آواز می خوانند مرا به خانه ات ببر!

دوست دارم در زیباترین آسمان تو زندگی کنم و دوشنبه ها با رودخانه ها و رازیانه ها به گردش بروم.

سوگند به دریا و به موجی که هر دم به سوی تو بال می گشاید و شبها گاهی در جستجوی تو پوست تاریک شب را لمس می کنم و حتی از سنگها سراغت را میگیرم.

 

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® GroupHydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:29 توسط : امین
یکشنبه ششم شهریور 1384
To che rangi hasti


تو چه رنگی هستی ؟
 

در صورتيكه تاريخ تولد شما در :
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد.
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد.
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.
 

-------------------------------------------------

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي طولاني دوستش خواهيد داشت.
 

-------------------------------------------------

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد. دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد.
 

-------------------------------------------------

خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد.
 

-------------------------------------------------

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد.
 

-------------------------------------------------

طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي.
 

-------------------------------------------------

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد.
 

-------------------------------------------------

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.
 

-------------------------------------------------

خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار است فرد بهتري پيدا كنيد.
 

-------------------------------------------------

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.
 

-------------------------------------------------

ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.
 

-------------------------------------------------

ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.
 

-------------------------------------------------

نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.
 

-------------------------------------------------

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.
 

-------------------------------------------------

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت نورزيد.
 

-------------------------------------------------

قهوه ايفعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد.
 

-------------------------------------------------

آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه از قلبتان.
 

-------------------------------------------------

سرمه ايشما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد. زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد.
 

-------------------------------------------------

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد. نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.
 

-------------------------------------------------

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت است و گمگشته عشق هستيد.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:20 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384
دوستت دارم

دوستت دارم.... .

اگر باد بودم می وزيدم،

اگر ابر بودم می باريدم،

اگر مهر بودم می تابيدم،

اگر خدا بودم می آفريدم تا بدانی دوستت دارم ....

اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم،

اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم،

اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم،

اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم،

اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم،         

از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم،

تو را نسيم ملايمی می کردم

از تو خدايی بزرگ می ساختم،

تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:48 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384
§§§==== Fun Photos ====§§§

FUN PHOTOS

 
 
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
 
HydroForum® Group
 
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group
HydroForum® Group

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:45 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384
barkhordhaye mokhtalefe ejtemaei

انواع برخوردهاي اجتماعي بين دختر و پسر

 

برخوردهاي مبتني بر شتاخت و احترام

يا به عبارتي رفتار بچه مثبت وارانه!! در اينگونه برخوردها طرفين كمي تا قسمتي عاقلند، فهم دارند، شعور دارند و الكي قوه خيال خود را به كار نمي برند. از پدر و مادرشان اصول محرم و نامحرم را ياد گرفته اند. راحت! مثل آدم زندگي شان را مي كنند. سلام عليكشان را دارند، سر وقت هم پدر و مادرشان برايشان آستين بالا مي زنند كه تا دم در نياوده اند سر و سامان بگيرند! و در كل آدمهاي خوشحالي هستند


برخوردهاي مبتني بر شرم افراطي

آدم هاي دختر و پسر نديده فول فابريك، بعضا دچار اين نوع برخورد مي شوند. سرخ و سفيد مي شوند و عرق ميريزند. ضربان قلبشان بالا ميرود و احتمالا شاهد بعضي علائم فيزيولوژيكي... (گلاب به رو، ديگر بقيه اش را نمي گويم) مي شوند
همين جا لازم است اشاره اي به مساله ماخوذ به حيا بودن بشود. از قديم نديم ها گفته اند كه حيا خوب است ولي خجالتي بودن نه! يهني چه؟ يعني اينكه فرد باحيا با اراده خودش كاري را انجام نمي دهد و در حالت خونسردي، آرامش و هوشياري است؛ ولي آدم خجالتي، بدبخت ننه مرده، اگر بخواهد هم توانايي انجام آن كار را ندارد

فكر نكنيد خيلي خوب... پس خوب است كه بچه مان خجالتي باشدها! نه اصلا! چون گاهي شاهد رفتارهاي متناقض از افراد فوق العاده خجالتي بوده ايم. يعني طرف موقع حرف زدن يك دقيقه نمي تواند به چشمانت نگاه كند ولي با صد نفر تلفني، دوستي خارج از محدوده دارد

 

برخورد دستپاچه و هيجان زده

به علت عدم شناخت از نحوه قضاوت ديگران، باعث بوجود آمدن برخورد هيجان زده مي شود. يعني چه مي شود؟! الان مي گويم... يعني دخترك يا پسرك طرف مقابلش را كه مي بيند يوهويي گمان مي كند كه ايشان يك دل نه صد دل عاسخ! او شده است كه فلان لبخند را زده يا فلان كلمه را استفاده كرده است. همه اينها زير سر نداشتن شناخت صحيح از جنس مخالف است
نتيجه اخلاقي: آقاجان؛ نوجوانان و جوانان بايد مورد محبت قرار بگيرند تا اينطوري تشنه محبت نباشند كه وقتي كسي گفت دوستت دارم سر از پا نشناخته همچين بى اختيار دل از كف بدهد

 

برخورد خشك و محدود

بعضي ها از آن طرف پشت بام افتاده اند. يعني در مقابل جنس مخالف، آنقدر كج خلقي و اخم و خشانت! به خرج مي دهند كه نگو و نپرس. همچين رفتار مي كنند كه انگار دشمن خوني خود را ديده اند. اين خودش باعث ايجاد عكس العمل سرد از اطرافيان مي شود و فرد خشن و خيلي قشنگ، با خودش فكر مي كند كه اين عمل! آنان است نه عكس العمل و باعث جيرينگ شكستن قلب يخ بسته و لطمه ديدن روح گل سرخي اش مي شود

 

برخورد مبتني بر پرخاشگري

اين افراد محبت صادقانه و عارفانه و بي شائبه و غيره و ذالكانه خود را به شكل پرتاب سنگ و پاشيدن اسيد و داد و فرياد و نيش و كنايه به طرف مقابلشان نشان مي دهند. اينها كساني هستند كه به پختگي اجتماعي در رفتار خود نرسيده اند. كلا يك چيزيشان مي شود كه اين رفتار ازشان ساطع مي شود؛ وگرنه آدم سالم كه اين جوري نيست

 

برخورد راحت از نوع روشنفكري

اين افراد غالبا وقتي در مقابل جنس مخالف قرار مي گيرند، با نگاه ممتد به طرف مقابل، حرفهاي بي سر و ته، گاه شوخيهاي بي مورد و البته با اين شعار كه او هم يك انسان است، مي خواهند بگويند كه هيچ احساس خاصي نسبت به طرف مقابل ندارند. ولي خدا مي داند كه داخلشان چه خبر است. اين جماعت سعي مي كنند به هر نحو ممكنه با عادي جلوه دادن رفتار خود، به جنس مخالف (كه صد البته يك انسان است!) هر روز بيشتر از ديروز نزديك شده و روابط حسنه اي را با او برقرار سازند و بعد از آن ديگر چه شود


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:31 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384
marde rasgoo va jenifer lopez

 

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.

وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟

هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.

" آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه. "

فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه.

فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟

جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد.

يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. (هههههههه)

هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟

اوه فرشته، زنم افتاده توي آب.

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟

" آره " هيزم شكن فرياد زد.

فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه "

هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز " نه" ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

نكته اخلاقي اين داستان اينه كه هر وقت يه مرد دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيد مي باشد


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:27 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384
طرح مایو

 

 

شيوه مسلمانان ترکيه براي شناي مختلط زنان

HydroForum® Group

«رها موهتار»، يكي از نويسندگان محبوب تركيه، در تعطيلات اخير خود در سواحل «آئگين» اين كشور، شاهد مايوهاي جديد اسلامي بود كه زنان از آن استفاده مي‌كردند.
به گزارش «لوس‌آنجلس‌تايمز»، به تازگي در تركيه، زناني كه نمي‌خواهند با نماياندن بدن خود در سواحل اين كشور شنا كنند، مايوهاي اسلامي مخصوصي را مي‌پوشند كه البته رواج زيادي در ميان زنان مسلمان تركيه نيز يافته است.
اين مايو اسلامي شامل يك پوشش تمام‌تنه پارچه‌اي و روسري است كه با كلاه، پوشش داده مي‌شود و نيز جليقه‌اي است كه روي آن، پوشيده مي‌شود.
گفتني است، مقاله‌اي كه موهتار در اين زمينه در روزنامه «صباح» تركيه ـ كشوري كه بيشتر زنان آن از مايوهاي غربي استفاده مي‌كنند ـ نوشته، باعث گسترش بحث راجع به اين پوشش نو در تركيه شده است؛ اين بحث، هنوز آلوده به سياست‌هاي دولتي در مبارزه با پوشش اسلامي و استفاده از روسري در سازمان‌هاي دولتي و مدارس تركيه به عنوان سمبل يك جنگ مذهبي نشده است.
اين موضوع، باعث برانگيخته شدن نظريات مخالف و موافق زيادي در تركيه شده است.
«مهمت ساهين» كه در سال 93 و هنگام تحصيلش در رشته حقوق، مايويي براي مردان طراحي كرده بود، بنيانگذار اين طرح براي زنان است. وي هم‌اكنون فرمانرواي امپراتوري مايوهاي اسلامي زنانه و مردانه در تركيه است؛ براي نمونه، تنها يكي از مشتريان وي، «هايرونيسا گل»، همسر وزير امور خارجه تركيه است.
آخرين مايو ابداعي ساهين از مواد خاصي ساخته شده كه آفتاب را از خود عبور مي‌دهد. به گفته وي، افرادي كه خواهان برنزه شدن پوستشان هستند، مي‌توانند بدون برهنه شدن، اين كار را انجام دهند.
جامعه‌شناسان بر اين باورند كه موفقيت اين لباس جديد شنا قويا با موج رو به افزايش ظهور ترك‌هاي مذهبي مرتبط است.
به گفته «جني بي وايت» از استادان دانشگاه بوستون، براي اين قشر از اسلاميون تركيه، اين لباس‌ها وسيله‌اي شده تا موقعيت خود را اين‌گونه ابراز كنند، نه با دينداري و پرهيزكاري.
محبوبيت اين پوشش‌هاي جديد، به اندازه‌اي است كه همسر «رجب اردوغان»، نخست‌وزير تركيه، نيز از آنها استفاده مي‌كند.
زنان مي‌توانند علاوه بر حفظ حرمت چشم مردان، بدون استفاده از لباس‌هاي غربي، از حمام آفتاب استفاده كنند.
خانم «هدايت سفكاتلي توكسال»، تئورسين اسلامي و از مدافعان حقوق زنان در تركيه مي‌گويد: استفاده از چنين منبعي براي ترك‌ها گريزناپذير است.
وي مي‌گويد: اين مايوهاي شناي اسلامي به ترك‌هاي مذهبي مسلمان نيز آزادي اين را مي‌دهد تا از سواحل تركيه براي لذت بردن استفاده كنند.
وي كه خود سه دست از اين لباس‌هاي شنا را دارد مي‌گويد: اين لباس بسيار راحت است و من با آن بسيار راحت حركت مي‌كنم و فكر مي‌كنم كه حتي بسيار ذوق زيبايي‌پرستي را نيز به وجود مي‌آورند


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:18 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384


Ye axe bahal az khatami va khanom doctor.negah be cheshmaye khatami va khanom doctor bokonid.mifahmid

HydroForum® Group


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:42 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384


Akhe yeki nist be ina bege inghadr doosti ham khoob nist

HydroForum® Group

HydroForum® Group

HydroForum® Group

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:37 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384


در ادامه اين مطلب 4 تا سوأل هستش. بايد اونها رو سريع جواب بدي. حق فكر كردن نداري،  حالا بزار ببينيم، چقدر باهوش هستي.

 
آماده اي؟
 
 
 
 
 
برو پايين تر.....
 
 
 

 

 
 
 
 
سوأل اول :

فرض كنيد در يك مسابقه دوي سرعت شركت كرده ايد. شما از نفر دوم سبقت مي گيريد حالا نفر چندم هستيد؟

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
پاسخ:

اگر پاسخ داديد كه نفر اول هستيد، كاملاً در اشتباه هستيد! اگر شما از نفر دوم سبقت بگيريد، جاي او را مي گيريد و نفر دوم خواهيد بود. 

 
سعي كن تو سوأل دوم گند نزني.
 
براي پاسخ به سوأل دوم، بايد زمان كمتري را نسبت به سوأل اول فكر كني.

 

 
سوأل دوم:
 
اگر شما توي همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگيريد، نفر چندم خواهيد شد؟
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جواب:
 
اگر جواب شما اين باشه كه شما يكي مانده به آخر هستيد، باز هم در اشتباهيد. بگيد ببينم شما چه طور مي تونيد از نفر آخر سبقت بگيريد؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشيد، خوب شما نفر آخر هستيد و از خودتون مي خواهيد سبقت بگيريد؟؟؟؟)
 
شما در اين مورد خيلي خوب كار نمي كنيد، نه؟
 
 

سوأل سوم:

 
رياضيات فريبنده!!!  اين سوأل رو فقط ذهني حل كنيد. از قلم و كاغذ و ماشين حساب استفاده نكنيد.
 

عدد 1000 رو فرض كنيد. 40 رو به اون اضافه كنيد. حاصل رو با يك 1000 ديگه جمع كنيد. عدد 30 رو به جواب اضافه كنيد. با يك هزار ديگه جمع كنيد. حالا 20 تا ديگه به حاصل جمع، اضافه كنيد. 1000 تاي ديگه جمع كنيد و نهايتاً 10 تا ديگه به حاصل اضافه كنيد. حاصل جمع بالا چنده؟

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
به عدد 5000 رسيديد؟ جواب درست 4100 است.
 
باور نداريد؟ با ماشين حساب حساب كنيد.
 

مشخصاً امروز روز شما نيست. شايد بتونيد سوأل آخر رو جواب بديد. تمام سعي خودتون رو بكنيد. آبروتون در خطره!!!

 
پدر ماري، پنج تا دختر داره:

1- Nana  2- Nene  3- Nini  4- Nono

اسم پنجمي چيه؟

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جواب: Nunu ؟
 
نه! البته كه نه. اسم دختر پنجم ماري هستش. يك بار ديگه سوأل رو بخونيد.
 
بابا ايول، مارو باش رو ديوار كي داريم يادگاري مي نويسيم. آبرومونو بردي كه بابا.
 
اينو براي امتحان اونهايي كه فكر مي كنيد باهوشند بفرستيد

ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:28 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384


salam.khedmate hameye doostan.doostan mikhastam begam ke site ma mozoosh darbareye hame chiz hast ela eshgh.felan bye.rooze khoobi ro dashte bashin.nazaram bedin 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:20 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384


زنان از مردان در سنین مختلف  چه میخواهند؟

1- خوش‌اندام‌ و قشنگ‌ باشد.

2- جذا ب‌ باشد.

3- داراي‌ موقعيت‌ شغلي‌ باشد. 

4- شنونده‌ خوبي‌ باشد. 

5- شوخ‌ و بذله‌گو باشد. 

6- قامت‌ برازنده‌ داشته‌ باشد. 

7- خوش‌لباس‌ باشد. 

8- قدرشناس‌ باشد.

9- در ذهنش‌ انديشه‌هاي‌ حيرت‌انگيز و شگفت‌آور وجود داشته‌ باشد. 

10- عاشق‌ خوبي‌ باشد و اهل‌ خيالپردازي‌ باشد.

 

ليست‌ بازنويسي‌ شده‌ در 32 سالگي
 


1- قيافه‌اش‌ خوب‌ باشد(اولويت‌ با كساني‌ كه‌ دچار كچلي‌ يا كم‌مويي‌ نيستند). 

2- در ماشين‌ را براي‌ خانم‌ باز كند و صندلي‌ را براي‌ خانم‌ از پشت‌ ميز بيرون‌ بكشد. 

3- به‌ قدر كافي‌ براي‌ خوردن‌ يك‌ شام‌ گران‌ قيمت‌ در خارج‌ از منزل‌ پول‌ داشته‌ باشد. 

4- بيش‌ از آنچه‌ حرف‌ مي‌زند، گوش‌ كند. 

5- به‌ لطيفه‌هاي‌ خانم‌ بخندد.

6- به راحتي‌ بتواند ساكهاي‌ سنگين‌ حاوي‌ مواد خوراكي‌ را حمل‌ كند. 

7- حداقل‌ يك‌ كراوات‌ داشته‌ باشد .

8- در قبال‌ خوردن‌ يك‌ غذاي‌ خوب‌ خانگي‌ تشكر كند. 

9- تاريخ‌ تولد و سالروز ازدواج‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد .

10- حداقل‌ يك‌ بار در هفته‌ حرفهاي‌ عاشقانه‌ بزند.

 

ليست‌ بازنويسي‌ شده‌ در 42 سالگي
 

1-  خيلي‌ زشت‌ نباشد .

2-  قبل‌ از آمدن‌ من‌، با ماشين‌ به‌ راه‌ نيفتد .

3 - يك‌ كار ثابت‌ داشته‌ باشد و بتواند حداقل‌ يك‌ بار در سال‌ خرج‌ شام‌ بيرون‌ از خانه‌ را بپردازد.

4-  وقتي‌ من‌ حرف‌ مي‌زنم‌ بتواند سرش‌ را تكان‌ بدهد.

5-  لطيفه‌هاي‌ كهنه‌ و قديمي‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد.

6-  به‌ قدر كافي‌ توانايي‌ داشته‌ باشد تا بتواند در جابه‌جاكردن‌ مبلمان‌ كمك‌ كند.

7-  پيراهني‌ بپوشد كه‌ برآمدگي‌ شكمش‌ را بپوشاند.

8-  شيشه‌ آبليمويي‌ را كه‌ نوار اطمينان‌ درش‌ باز شده‌، تشخيص‌ بدهد و آن‌ را نخرد .

9- به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ درب‌ محافظ‌ توالت‌ فرنگي‌ را قبل‌ از خروج‌ سر جايش‌ بگذارد.

10- آخر هر هفته‌ صورتش‌ را اصلاح‌ كند.

در 52 سالگي…

1- موهاي‌ گوش‌ و بيني‌اش‌ را كوتاه‌ كند .

2- در اماكن‌ عمومي‌ آروغ‌ نزند و خرخر نكند .

3- خيلي‌ زياد پول‌ قرض‌ نگيرد.

4- وقتي‌ من‌ ابراز محبت‌ مي‌كنم‌ به‌ خواب‌ نرود.

5- لطيفه‌هاي‌ تكراري‌ را هفته‌يي‌ چند بار نگويد .

6- ظاهرش‌ به‌ قدري‌ مناسب‌ باشد كه‌ گاهي‌ آخر هفته‌ها بشود با او به‌ پيك‌نيك‌ رفت‌ و البته‌ حال‌ و حوصله‌ بيرون‌ رفتن‌ را داشته‌ باشد. 

7- كمتر جوراب‌ لنگه‌ به‌ لنگه‌ بپوشد و لباسهاي‌ زيرش‌ را زود زود عوض‌ كند.

9- در برابر خوردن‌ يك‌ شام‌ حاضري‌ تشكر كند.

10- اسم‌ و آدرسش‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد .

11- چند هفته‌ يك‌ بار در تعطيلات‌ آخر هفته‌ اصلاح‌ كند.

در 62 سالگي... 

1- از بچه‌يي‌ كوچك‌ نترسد.

2- به‌ خاطر داشته‌ باشد حمام‌ خانه‌ كجاست.

‌ 3- براي‌ منظم‌ و با قاعده‌ بودن‌ او، نياز به‌ خرج‌ كردن‌ پول‌ زيادي‌ نباشد .

4- فقط‌ هنگام‌ خواب‌ به‌ آرامي‌ خرخر كند.

5- به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ چرا مي‌خندد .

6- آنقدر توانايي‌ داشته‌ باشد كه‌ بدون‌ كمك‌ قادر به‌ ايستادن‌ باشد.

7- معمولا بتواند بعضي‌ از لباسهايش‌ را بدون‌ كمك‌ ديگران‌ بپوشد.

8- غذاهاي‌ سبك‌ را دوست‌ داشته‌ باشد .

9- به‌ ياد بياورد كه‌ دندانهاي‌ مصنوعي‌اش‌ را كجا گذاشته‌ است‌ .

10- به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ چه‌ وقت‌ آخر هفته‌ است‌ .

در 72 سالگی...

1- نفس‌ بكشد .

2- كنترل‌... خودش‌ را از دست‌ نداده‌ باشد.

3-  …....

 

با اروزهاي رنگي براي همه عزيزان


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:13 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384


چگونه زيبا بمانيم:

خانمها ، بانوان، سركاران عليه:

آيا در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟آيا وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي ندارد؟آيا وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك گريه مي كنند ؟ آيا وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود  را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد:

 

در باب اداي جملات:

در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه ( آخي ) استفاده كنيد.

حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:(فردا مي بينم..................ت)

سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله "من به فلان چيز علاقه دارم" براي "من" يك پلك و براي "به فلان چيز علاقه دارم" 9 عدد پلك بزنيد.

 

در باب خوردن غذا:

در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم را با لبها بازي دهيد غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.

 

در باب راه رفتن:

سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند. هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر چند عجله داشته باشيد.

 

در باب لبخند زدن:

آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد تبسمي كفايت ميكند

اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد

اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند

 

در باب ورود به كلاس:

هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند.

موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن انتخاب کنيد تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن پشت مانتو اختصاص بديد "بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود"

 

در باب آرايش صورت :

در اين مورد به كاتالوگ محصولات مكس فكتور رجوع كنيد

بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:56 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384


لطفا داستان زير با دقت بخونيد ... راستي حيفه که اين داستان را فقط يکبار بخونيد!

 

.. به نام او ..


داستان ليلي :

خدا مشتي خاك را بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد، از خود در آن دميد و ليلي پيش از آن كه با خبر شود عاشق شد. سالياني است كه ليلي عشق مي ورزد، ليلي بايد عاشق باشد. زيرا خداوند در آن دميده است و هركه خدا در آن بدمد، عاشق مي شود.
ليلي نام تمام دختران ايران زمين است، نام ديگر انسان.
ليلي زير درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گلها انار شدند، داغ داغ، هر اناري هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، بي تاب بودند، توي انار جا نمي شدند. انار كوچك بود، دانه ها بي تابي كردند، انار ترك برداشت. خون انار روي دست ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده را خورد. مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت: راز رسيدن فقط همين است، فقط كافيست انار دلت ترك بخورد.
خدا ادامه داد: ليلي يك ماجراست، ماجرايي آكنده از من، ماجرايي كه بايد بسازيش.
شيطان گفت: تنها يك اتفاق است، بنشين تا اتفاق بيفتد.
آنان كه سخن شيطان را باور كردند، نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد.
اما مجنون بلند شد، رفت تا ليلي اش را بسازد ...
خدا گفت: ليلي درد است، درد زادني نو، تولدي به دست خويش.
شيطان گفت: آسودگي ست، خيالي ست خوش.
خدا گفت: ليلي، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شيطان گفت: ماندن است و فرو در خويشتن رفتن.
خدا گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن.
شيطان گفت: ليلي خواستن است، گرفتن و تملك
خدا گفت: ليلي سخت است، دير است و دور از دسترس
شيطان گفت: ساده است و همين جا دم دست است ...
و اين چنين دنيا پر شد از ليلي هايي زود، ليلي هاي ساده ي اينجايي، ليلي هايي نزديك لحظه اي.
خدا گفت: ليلي زندگي است، زيستني از نوعي ديگر.
ليلي جاوداني شد و شيطان ديگر نبود.
مجنون، زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست كه ليلي تا ابد طول مي كشد. ليلي مي دانست كه مجنون نيامدني است، اما ماند، چشم به راه و منتظر، هزار سال.
ليلي راه ها را آذين بست و دلش را چراغاني كرد، مجنون نيامد، مجنون نيامدني است.
خدا پس از هزار سال ليلي را مي نگريست، چراغاني دلش را، چشم به راهي اش را.
خدا به مجنون مي گفت نرود، مجنون به حرف خدا گوش مي داد.
خدا ثانيه ها را مي شمرد، صبوري ليلي را.
عشق درخت بود، ريشه مي خواست، صبوري ليلي ريشه اش شد. خدا درخت ريشه دار را آب داد، درخت بزرگ شد، صدها  شاخه، هزاران برگ، ستبر و تنومند.
سايه اش خنكي زمين شد، مردم خنكي اش را فهميدند، مردم زير سايه ي درخت ليلي باليدند.
ليلي هنوز هم چشم به راه است چراكه درخت ليلي ريشه مي كند.
خدا درخت ريشه دار را آب مي دهد.
مجنون نمي آيد، مجنون هرگز نمي آيد. مجنون نيامدني است، زيرا كه درخت ريشه مي خواهد.
ليلي قصه اش را دوباره خواند، براي هزارمين بار و مثل هربار ليلي قصه باز هم مرد. ليلي گريست و گفت: كاش اين گونه نبود.
خدا گفت : هيچ كس جز تو قصه ات را تغيير نخواهد داد.
ليلي! قصه ات را عوض كن.
ليلي اما مي ترسيد، ليلي به مردن عادت داشت، تاريخ به مردن ليلي خو گرفته بود.
خدا گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد، دنيا ليلي زنده مي خواهد.
ليلي آه نيست، ليلي اشك نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي است.
ليلي! زندگي كن.
اگر ليلي بميرد، ديگر چه كسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه كسي گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه كسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟ چه كسي غبار اندوه را از طاقچه هاي زندگي  بروبد؟ چه كسي پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلي! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلي به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن، بلكه به قصد زندگي.
و آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پر بود از ليلي هاي ساده ي گمنام ...
   


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:48 توسط : امین
شنبه پنجم شهریور 1384
شروع كار

shorooe karam ro ba sheri az sadi aghaz mikonam.felan bye

ghame zamane khoram ya feraghe yar kesham be taghati ke nadaram kodam bar kesham na daste sabr ke dasti bar aghl barad na paye aghl ke dar damane gharar keshad na ghovati ke tanam kenare jostane doost na ghodrati ke be shookhish dar kenar kasham cho mitavani be saboori keshid jore bar doost chera saboor nabasham ke jore yar kesham sharab khordeye saghi ze jame safiye mast zaroorat ast ke darde sare khomar kesham goli cho rooye tu gar dar chaman be dast ayad kamine dideye sadi pishe khar kesham elahi atashe eshgham be jan zad sharar zan shole bar ostokhan zad cho shame bar foroogh az atashe eshgh bar an atash delam parvane san zad hezaran gham be delam boote did be sine atashi afroote did be yek ahe sahargah az dele tang hezaran modaei ra soote didan(sadi)


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:41 توسط : امین

RSS